Machine transcription
شماره ( نهم ) سال دوم اقتراح شعري ( 19 )
ز بسکه پيروی خلق گمراهی آورد برويم براهی که کاروان رفته
كليم لاف زبان آوري مزن چندين
كه شمع آخر ازين بزم بي زبان رفته
غزل قاری عبدالله خان که مطرح مسابقه است :
نفس زسینه به تنگ آمده است و جان رفته ز دل مپرس که از دست او عنان رفته
قرارو صبر و شکیبم برفت و داغ بجاست چو آتشی كه بجا مانده كاروان رفته
زدو ریش بدل تنگ آنچه رفت مپرس به غنچه بین که چه از موسم خزان رفته
دگر بروی زمین داد رس نیافت کسی فغان بی اثرم گر بر آسمان رفته
چه شد که شور درین کاروان نمی بینم مگر زياد جرس ناله و فغان رفته
دل اسير نگردد چگونه محشر غم قیامتی بسر از یاد دوستان رفته
کران بچشم نگفتیم هیچگه مژه را زياد تير تو داغ دلم چسان رفته
سراغ دل نشد از گوشه دگر پیدا مرا بگو شه چشم تو این گمان رفته
چرا زغم نشود قامتم کمان ( قاری )
چوتیر از برم آنشوخ شیخ کمان رفته
٨٥٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
