Machine transcription
(٤١)
مکتوب
شماره (هشتم) سال دوم
منتخبات نفیسه
«مکتوب»
امیر علی شیر نوائی وزیر فاضل و مشهور هرات در قرن نهم بخواجه فضل دیوان و بخواجه عبید الله مروارید.
برادران ارجمند و فرزندان دلبند را بعد از اسلام مشتاقانه اعلام آنکه : بشر، بحب جاه وریاست مجبول است، و نفس، بي اختيار وشعور، بکسب آن مطلوب مشغول، خاصیت جاه غفلت افزائی است، و التفات پادشاه، بادهٔ هوش ربائی، خلایق را با چنین کس کار بسیار، و چنین کس را بهوش بودن بسیار دشوار. اگر گاهی بمدد عقل خود را بحال آرد؛ اما مستی آن باده بحالش نگذارد؛ و دران مستی ها کجا بخاطرش آید که: فلك، منتقم و غدار است، و خالق ملك، حاکم عدل شعار. اقتدار جاهش را بقائی نیست و عهدش را وفائی نی. دوستان از فضائح آن شرمنده، دشمنان از قبایح آن در خنده. آشنایان ازان ناخوشیها متعجب و متأثر، و بیگانه گان ازان دیوانه وشی ها، سرافگنده و متحیر.
پس نفس سلیم وعقل مستقیم باید که خود را در ان مستی ها بیخود نسازد، و بخود رائی و خود پرستی نیندازد و بحال درماندگان مظلوم پردازد.
این نادان بی سامان را همه اینحالات بر سر گذشته، واز هيچيك بهره مند و آگاه نگشته. ایندم که بر تقصیرات خود آگاه گردیده، چه فایده که فلك، آنهمه را در نور دیده، نه ازان ندامت کشیدن فایده ونه ازين اشك حسرت پاشیدن نتیجه « تا توانستم ، ندانستم چه بود؟ چون بدانستم، نتانستم، چه سود؟»
ایشان را که حضرت حق سبحانه و تعالی این دولت و جاه کرامت فرموده، و سعادت قرب پادشاه، عنایت نموده، التماس آن است که ( وقت ) خود را بر غرور و غفلت روا ندارند و بخسران دنیا و آخرت نگذارند، عجزه وزیر دستان را بشفقت و دلجوئی بنوازند
٣٧٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
