Machine transcription
شماره (هفتم) سال دوم مجله کابل (٣٦)
سلطان ابراهیم را سوء مزاجی بمسعود سعد سلمان بهم رسیده او را حبس فرمود ابوالفرج
خوفاً بنواحی لاهور رفته ساکن شده در عود سلطان به هند کره آخری در سلك مقربان
وندمان مجلس سلطان انخراط یافت .
بهر حال ابوالفرج از شعراي معروف و با اقتدار زبان فارسیست و حکیم او حدالدین
انوری بلخی تتبع طرز او را نموده واساس طریقهٔ شعري خود را ازو اقتباس کرده است
وبطریقهٔ او چند قصیده در دیوان انوری موجود است . تقی الدین کاشی تاریخ وفات او را
در سنه ٤٨٩ نوشته است و صاحب روضة الصفا بيك حاشیه تاریخ تاریخ نادرالزمانی حواله
داده ٤٨٢ می نویسد ولی از قصایدیکه در دیوان ابوالفرج در مدح سلطان مسعود ابن ابراهیم
موجود است حتی از قصیدهٔ که در هنگام جلوس سلطان بر تخت شاهی در سنه ٤٩٢ سروده
معلوم میشود که تاسنه ٤٩٢ حتماً در قید حیات بوده است واقوال فوق خالی از اعتبار و اعتماد است
وسنه وفات او بطور تحقیق معلوم نشد دیوان کامل او درین سالهای اخیر به همت یکی از
مستشرق فاضل روسی با تصحیحات کامله و تعلیقات استا دانه طبع و انتشار یافته است .
نمونهٔ کلام :
( در مدح سیف الدوله محمود ابرا هیم )
نوروز جوان کرد بدل پیر و جوان را ایام جوانی است زمین را و زمان را
هر سال درین فصل برآرد فلك ازخاك چون طبع جوانان جهاندوست جهانرا
کرشاخ نوان بود زبی برگی بی برگ از برگ نوا داد قضا شاخ نوان را
انواع نبات اکنون چون مورچه درخاك از جنبش بسیار مخدر کند آن را
مرغ از طلب دانه فرو ماند که دانه در خاك همي سبز کند روی مکان را
بگرفت شگوفه بچمن بر گذر باغ چونا نکه ستاره گذر کاهکشان را
آن غنچهٔ گل بین که همی نازد بر باد از خندهٔ دزدیده فرو بسته دهان را
وان لاله که از حرص ثنا گفتن خسرو آورد برون از لب و از کام زبان را
شا هنشهٔ عالم که نبود است بعالم عالم ترو عادل تر از اوانسی و جان را
محمود جهان گیر که بسته است جها ندار در ناصیهٔ دولت او حکم قران را
٦٦٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
