Machine transcription
شماره ( ششم ) سال دوم مجله کابل ( ٤٨ )
تورو از پرستیدن حق مپیچ بهل تا نگیرند خلقت بهیچ
چو راضی شد از بنده یزدان پاك گرانها نگردند راضی چه باك
بداندیش خلق از حق آگاه نیست زغوغای خلقش بحق راه نیست
از آن ره بجائی نیاورده اند که اول قدم بی غلط برده اند
دو کس بر حدیثی گمارند گوش یکی نکته چین و دگر مرد هوش
یکی پند گیرد دگر نا پسند نه پردازد از حرف گیری به پند
فرو مانده در کنج تاريك جای چه در یابد از جام گیتی نمای
مپندار گر شیر و گر رو بهی کزینان بمردی و حیلت رهی
اگر کنج خلوت گزیند کسی که پروای صحبت ندارد بسی
مذمت کنندش که زرقست وریو ز مردم چنان میگریزد که دیو
و گر خنده رویست و آمیزگار عفیفش ندانند و پر هیز گار
غنی را به غیبت بکاوند پوست که فرعون اگر هست در عالم اوست
و گرمرد درویش در سختی است بگویند زادبار و بد بختی است
و گرکامرانی در آید ز پای غنیمت شمارند و فضل خدای
که تا چند ازین جاه و گردن کشی خوشی را بود درقفا نا خوشی
وگر تنگدستی تنگ مایه سعادت بلندش کند پایه
بخایندش از کینه دندان بزهر که دون پروراست اینفرو مایه دهر
چو بینند کاری بدستت در است حریصت شمارند و دنیا پرست
و اگر ناطقی طبل پر یا و ۀ و گر خامشی نقش گرماوۀ
تحمل کنا نرا نخوا نند مرد که بیچاره از بیم سر بر نکرد
واگر در سرش هول مردانگیست گریزند از وکاین چه دیوانه گیست
تعنت کنندش گرانذك خوراست که مالش مگر روزي ديگر است
و گر نغز و پاکیزه باشد خورش شکم بنده خوانندو تن پرورش
٥٧٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
