Machine transcription
شماره ( چهارم ) سال دوم مجله کابل ( ٥٤ )
« رباعیات »
دل میبرد از دست بهار کابل گل ریخت سعادت بکنار کابل
زین خسرو نادری که دارد افغان مشهور جهان شود دیار کابل
كودك منشان شیر و شکر میخواهند دنیا طلبان لعل و گهر میخواهند
اهل خرد و کمال و دانش بجهان عقل و ادب و علم و هنر میخواهند
هر مملکتی که اهل کاری دارد از حادثه دهر حصاری دارد
گو ناز کند که ناز برداری هست گو غم مخورد که غمگساری دارد
راحت نبود هنر نیندوخته را حسرت باشد علم نیاموخته را
از حلم فسرده ساز کانون غضب آبی بزن این آتش افروخته را
نی علم و هنر دگر چه خواهی کردن جز خاک بسر دگر چه خواهی کردن
نی حرف شنیدن و نه صنعی دیدن ای کورای کرد گرچه خواهی کردن
خوبست بهار و موسم گل خوبست در صحن چمن چه چه بلبل خوبست
امروز که فضل نو بهاران وطن اشعار من و صفحه کابل خوبست
بلبل همه دم صحن چمن میخواهد هر جا که غریبی است وطن میخواهد
چون شمع هر انکه طبع روشن دارد طرح سخنی در انجمن میخواهد
خوبست که علم و ادبت کار بود از جهل بدت ننگ بود عار بود
افسوس کند بعمر اگر پیر شود هر تازه جوانی که زیانکار بود
هر مملکتی راست نگهبان عسکر هر ملك و وطن جسم بود جان عسکر
اما ز شجاعتی که دارد ذاتی بالطبع بود ملت افغان عسکر
۳۷۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
