Machine transcription
شماره ( سوم ) سال دوم عرفان (۲۷)
« عرفان »
اثر طبع جناب مستغنی
هر قوم تا که زنده عرفان نمیشود ممتاز علم و فضل بدوران نمیشود
با وسعت اراضی و یا كثرت نفوس چین را که گفته اند چو جا پان نمیشود
ظلمت زدای جهل بود نور معرفت شب را فروغ جز بچراغان نمیشود
رنگین نشد ز دانش یکفرد مملکت یک غنچه گر شگفت گلستان نمیشود
تعميم علم و فضل ضرور است دروطن یک قطره آب ما یۀ طوفان نمیشود
تا عام و خاص میل معارف نمیکنند نام وطن بلند عزیزان نمیشود
بی کسب و کار عصر و زمان هیچ قوم را جمعیت ضمیر پریشان نمیشود
« استقبال افغان »
شد علم و ادب شعار افغان گردید بلند کار افغان
ا ین عصر و زمان دگر چه آید جز علم و هنر بکار افغان
افغان شده نامدار عالم از همت شهر یار افغان
سازید بلند نام دولت ای ملت نامدار افغان
یکروز چو آفتاب بیند عالم همه اشتهار افغان
فر دایبنی چمن چمن گل سر بر کشد از بهار افغان
بینند عيان كه شاهد بخت پر کرده چو گل کنار افغان
غزل
از طبع شاعر منصوف کابل
حافظ مجذوب
دست اهل جود با دامان احسان آشناست پنجه عشاق با چاك گریبان آشناست
پادشاهی نیست الا فقر و کنج عافیت بی نوائیهای ما با طبع شاهان آشناست
٢٤٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
