Machine transcription
(٢٦)
شماره ( سوم ) سال دوم مجله کابل
« ملت افغان »
در نهاد ما تب و تاب از دل است
تن ز مرگ دل دگر گون می شود
از فساد دل بدن هیچ است هیچ
آسيا يك پيكر آب و گل است
از فساد او فساد آسيا
تا دل آزاد است آزاد است تن
همچو تن پابند آئین است دل
خاك را بيداری و خواب از دل است !
در مساماتش عرق خون می شود !
دیده بر دل بند و جز بر دل مپیچ !
ملت افغان در ان پيكر دل است !
در كشاد او كشاد آسيا !
ورنه کاهی دررۀ باد است تن !
مرده از کین زنده از دین است دل !
قوت دین از مقام وحدت است
وحدت از مشهود گردد ملت است !
علامه داکتر « اقبال »
شرق را از خود برد تقليد غرب
قوت مغرب نه از چنگ و رباب
نی ز سحر ساحران لاله روست
محکمی او را نه از لا دینی است
قوت افرنگ از علم و فن است
حکمت از قطع و برید جامه نیست
علم وفن را ای جوان شوخ و شنگ
اندرین ره جز نگه مطلوب نیست
باید این اقوام را تنقید غرب
نی ز رقص دختران بی حجاب
نی زعریان ساق و نی از قطع موست !
نی فروغش از خط لا طينی است
از همین آتش چراغش روشن است
مانع علم و هنر عمامه نیست
مغز می باید نه ملبوس فرنگ
این کله یا آن کله مطلوب نیست
فکر چالاکی اگر داری بس است
طبع درا کی اگر داری بس است
علامه داکتر « اقبال »
٢٤٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
