Machine transcription
شماره ( سوم ) سال دوم
صبح در پغمان
( ٣٥ )
ایستاده میل کشیده اند ـ گویا زمین بدمست شده ساغر سرشارش را در عالم بیخودی بر آسمان انداخته كیفیت كهكشان فلك را بیاد و عقد ثریا را بیاد داده ـ قندیلهای پریده رنگ را درین سپیده دم مثل توده نجوم وعقد پروین دیده برزمین گمان آسمان میرفت .
ماهتاب ستاره سوخته كه تمام شب درخشید حالا نورش را باخته با آهای سرد مثل مجمر افسرده وقندیل نیم بسمل لرزان لرزان سوی مغرب نزدیك شده میرود فرخسوار مشرق ، نیر جهانتاب مانند پیشانی شهر یار فاتح باوقار ودرخشان خدنگ شعاعی در دست و كمند زرین بردوش برین كوهستانات دلفروز مسلط میگردد ، وجمال سحر باهمه رعنائی خود از زیر جلباب نور چنين يك منظر زیبارا ترسیم میکند توگوئی انفاس عالم بالا فضای بسیط پغمان را بانور سفید و سفیدی نور معمور نموده است .
درین سحر فرخنده اختر و صبح دلکشاسوی فلك نگریستم ، دیدم شاهین ها با تیزی بال ودرشتی چنگال بايك وضع پر تمكين و چشم دوربین به تنظیم درست وپرواز عالی تبارانه در طیران بودند ، گویا این نجیب زادگان هوشمند عالمرا زیر بال خود گرفته آشیانه گگ کوهی خود را محافظه میکنند ، ولكه های ابر برمفارق شان مثل چتر دیبا سایه گسترده يك منظره غریبی را تشکیل مینمود .
من درین لمحات شیرین و مسرور از يكجانب سكون مطلق وامن حقیقی را حس میکردم و از دیگر سو شهامت انداز و سطوت پرواز شاهین های وطنی را در تصور خود رسم میکشیدم كه گلبانگ مؤذن طنین انداز گردیده بصدا ی « الصلواة خير من النوم » خود تمام وا دی ودشت را از موسیقی حیات و نغمه انبساط معمور و مملو ساخت . من ازخود رفته سوی مسجد دویدم تا سر نیاز را بدرگاه خلاق كائنات بصد عجز عبودیت بسایم ، بی اختیار زمزمه میکردم « الله اكبر ! الله اكبر »
٢٤٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
