Machine transcription
شماره (دوم) سال دوم
مجله کابل
(٤٤)
١٩٨ بخلافت رسیده تواریخی که ارباب تذکره ذکر کرده اند یعنی بسالهای ١٧٠ - ١٧٣ - ١٩٣
عدم صحت اصل موضوع را میرساند چه بقول همان تذکره نویسان بمفاد خود شعر که :
مر خلافت را تو شایسته چو مردم دیده را دین یزدان را تو بایسته چورخ را هر دو عین
این شعر در سالی گفته شده که ما مون خلیفه بوده است و بر فرض صحت انتساب باید
این اشعار بعد از ١٩٨ یعنی سال رسیدن مامون بمرو گفته باشد خلاصه بقول محققین امروزی
زبان و تلفیقات آن اشعار مسلم میسازد که در قرون بعد سروده شده و بیشتر باشعار قرن ششم
شبیه است و بقول مجمع الفصحا تاریخ رحلت شاعر در سنه ٢٠٠ و یکی از شعرای آل ليث
صفار بجستانی بوده است .
فیروز مشرقی : -
از شعرای دربار عمر وليث و بقول صاحب مجمع الفصحا با حنظله باد غیسی و محمود وراق
معاصر بوده است و بقول نفیسی در سال ٢٨١ وبقول صاحب مجمع الفصحا در سال ٢٨٣
رحلت کرده و عوفی دو بیت او را در جلد اول لباب الالباب بدين صفت نقل کرده است
از لطايف اشعار اوست که در صفت تیر خدنگ میگوید .
مر غیست خدنگ ای عجب دیده مرغی که همه شکار او جا نا
داده پر خویش کرگش هدیه تا بچه اش را برد به میهما نا
محمود وراق هروی :
اصلش از هرات و خودش در عهد صفاریان در سیستان زیست می نمود و بقول صاحب
مجمع الفصحا تاریخ نيكوئي قلمی کرده است وفاتش در سنه ٢٤١ و از اشعارش سوای
این دو بیت چیزی درمیان نیست .
نگا ر ینا بنقد جانت ند هم گرانی در بها ار زانت ند هم
گرفتم بجان دامان وصلت نهم از جان کف و دامانت ند هم
ولی فاضل فارسی آقای سعید نفیسی برخلاف تذکره نویسان محمود وراق را از شعرای
قرن پنجم در سال ٤٥٠ که زمان سامانیان است دانسته و در حق او مینویسد : که در اواخر
قرن پنجم مؤلف دیگری بوده است باسم محمود وراق که در سال ٤٥٠ تاريخ بسيار مبسوطی تمام
١٦٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
