Machine transcription
شماره (دوم) سال دوم لامارتین (١٧)
آخ ای روح مکدرم !! یکنم که سر چشمه حیات من نیز مانند این چشمه ها بی صدا
و بی ندا رفته هرگز باز نخواهند گشت — لیکن هر وقت که این حیات شیرین گذشته بیادم
میآید امواج درخشانش چون دل صدف در نظرم جلوه کرده روحم مشوش و امید روزبهی
از دلم محو و نابود میشود .
درینجا باز شاعر به طبیعت اشاره کرده میگوید .
طراوت و تازگی مجرای این جویبار از طرفی، سایه برگ ها و اشجار از طرف دیگر
بقدری در روحم تا ثیر میکند که نه خود داری و نه از کنار جوی دوری میتوانم کرد .
گویا مانند طفل کوچکی که در اثر کدام افسانه دلکش یا ترانه محزونی خوابش برد، روحم
از آواز زمزمه امواج بیخود شده در لب جو خشك ميمانم .
آخ درینموقع است که میخواهم در يك افق محدودی محوطه سر سبز و شادابی همیشه
باشم و در عالم زیبای طبیعت جز آواز دلکش زمزمه امواج و روی نیله گون يك آسمان
صاف و شفاف چیز دیگر را نه بینم .
درین ضمن صورت حیاتی را که مدتی از پیش نظرم مفقود شده از پس غبار کم رنگ
مانند ابری مشاهده میکنم — آخ چه فایده که ازان لذیذ بجز كلبه عشق چیزی در برم
نمانده و تمام حیات بمثابه خوابی از نظرم پاك رفته .
حالا که بجز کلبه عشق در برم نیست ای روح شیرین بیا و درین کلبه راحت شو و
تسلی یاب — بیا و مانند آن مسافر نورسیده که هنوز روی شهر را ندیده بادل مملو از امید
عقب در نشسته استراحت میکند، تو هم راحت کن، و مانند آن مسافر تازه وارد گرد هارا
از پا تکانده ازین آخرین لحظه حیات تمتع گیر .
چرا که روزهایت مانند ایام خزان سیاه و کوتاه گشته سپری خواهد شد. درین عالم
نه محبت با تو وفا کرد و نه ترحم با تو نگاه پس باید که بروی و یکه و تنها راه قبرستان پیش
گیری — اما ای روحم محزون مباش و مکدر مشو که دلبر طبیعت دلباخته تست، بايك
عالم شوق و ذوق خودرا بدامانش بیفگن که همیشه بغل کشوده انتظار تو دارد و مطمئن
باش که اگر تمام عالم از تو برگردد او بتو نزدیکتر شده مزارت را به اشعه طلائی
١٣٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
