Machine transcription
صفحه ( ٤٤ )
سال اول ـ مجلۀ کابل
شماره ( ۲ )
و پکتانه یاپختون و پختانه ( که در حصهٔ غربی افغانستان ، خ سخت آن به ش ملایم تبدیل شده ، مثل خز (زن) شز ، پشتون وجمع آن پشتانه تلفظ شد) از همان اسم پآ کتیا و پکتین گرفته شده وبعدها اسم ملی افغانستان گردید ، واجانب وهندوها پشتانه را به پتهان مبدل ساختند ، که ما در قسمت تاریخی خود ازین و جوه اسمای ملی جدا گانه بحث خواهیم نمود . و الحاصل یونانیان مجموع افغانستارا اکسیمیا نامیدند . و هندوها اورا باه لکا گفتند ، وبعد ازچندی راجهای هنود افغانستا نرا آلپيك ديس خواندند . فارسی ها در اوایل افغانستا نرا بنام اریا ورتا میشناختند و در اواسط بنام نیمروز وبعد ها زابل یاد میکردند . شامی ها با اندك تبدیل از اسم باکتر قدیم باختر تلفظ مینمودند . اعراب باین مملکت خراسان نام نهادند . و در بعض از منه بتاثیر تشکیلات مختلفهٔ سیاسیه ، افغانستان بنامهای متعددهٔ ولایات خود یاد میگردید . بالاخره از دو نیم قرن پیشتر افغانستان اسم عمومی وملی مملکت گردید . که ما از وجه تسمیهٔ افغان درقسمت تاریخی آن سخن خواهیم گفت .
این افغانستانی که گفتیم در عالم تاریخ سیاسی کمتر اتفاق افتاده است که با وضعیت اراضی یعنی جغرافیای طبیعی خـود تشکیلات سیاسیهٔ را متساویاً دارا باشد . غالباً اقتدار و سلطهٔ سلطنت های افغانستان تا داخل بلاد مما لك همجوار کشیده شـده ويك امپرا طوری وسیعی را متشکل ساخته است . گاهی هم جغرافیای سیاسی این مملکت طوری قرار گرفته است که اکثر اراضی طبیعی وملی او خارج دایرهٔ حکومت ها مانده وجزو ممالك همجوار بشمار رفته است . مثلاً درعهد حکومتهای یونانیان بلخ در قبل الميلاد ویا دورهای سلاطین کوشانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
