Machine transcription
(۳۱)
باری میرزا بایقرا تفصیل این ماجرا را بدارالسلطنه هرات نوشته و در باره عمران آن دستور خواست ، سلطان عالیشان بدین شرح و تفصیل اکتفا ننموده و برای تحقیق موضوع (امیر کبیر علی شیر) را به بلخ روانه داشت . چون وزیر روشندمیر یعنی امیر علی شیر بدیدار شیر خدا دیده روشن کرد ؛ و حقیقت حال را بروجه کمال مشاهده نمود با عجز و الحال بمربای هرات اطلاع مفصلی داده ، و عریضه خویش را به آیه مبارکه بشر المؤمنین بان لهم فضلاً کبیرا آغاز و بدین غزل مختوم ساخت : -
بزم می در شام درد آشام بلخ آمد پدید
هیچکس عنقای مغرب را شکار خود نکرد
گوهری غائب شد اندر قعر دریای نجف
شامیان را بعد ازین شورو علی پیدا شود
ساکن خلد برین یعنی مزار شاه دین
عین آب زندگی از کوفه میجستند خلق
روضه(ش) بزم عرفان ازمزارشاه جوی
اینهمه انوار از ان جام بلخ آمد پدید
شاد باش ای دل که اندر دام بلخ آمد پدید
وین زمان از قبة الاسلام بلخ آمد پدید
کاین فروزان شمع اندربام بلخ آمد پدید
در مقام لازم الاکرام بلخ آمد پدید
ای سکندر بین که اندرجام بلخ آمد پدید
سکه شاهنشهی بر نام بلخ آمد پدید
سلطان حسین میرزا از هرات در بلخ به آستان حضرت شاه می آید
بوصول این عرصه داشت سلطان حسین میرزا در عین شدت گرما ؛ یعنی در ماه سرطان عزم زیارت آستان حضرت شاه مردانرا نموده با هزار الوس چغتائی ، و ده هزار عسکر جرار ، و تمام شهزادگان و اکثر از امراء و غواص وبزرگان هرات بطرف قبة الاسلام بلخ عازم گردیدند .
پس از وصول بخطه بلخ ، همینکه برجوار آن قبله اقبال و کعبه آمال رسید هرچند سلطان بدرد غنج سختی مبتلا بود ، و تا اینجا بتخت روان آمده بود ، حد ادب واخلاص را نگهداشته پیاده گردید و در موضعیکه اکنون (درب نظر گاه) میگویند کریمة شریفه (وكلبهم باسط ذراعيه بالوصید). واین التجا نامة خویش را بصدای بلند خوانده و بپهلو غلطیده و غلطان غلطان خود را درموضع مدفن مبارك رسانید .
السلام ای بارگاه شاه مردان السلام
بارگاه پادشاه ، الله اکبر، اینچه جاست؟
حكم، وليطوفوا طوف در این بارگاه
چون عسل فيه شفاء گفت لناس آن حكيم
بردرت آمد گدای بینوا (سلطان حسين)
قبلة للناس ، حصن الخلق ، ما من للام
سجده گاه اولیا ، سبحانك اللهم، چه نام
فيه آيات ، آیتی در شان این عا لیمقام
مثل زیتون مبا رك هست بهر خاص و عام
رحم كن بر حال این مشتاق ای شاه كرام
سلطان حسین میرزا اراده دارد تابوت حضرت شاه را بهرات نقل دهد ، و لی اجازه نمی یابد
سلطان عالیشان که بعدازفراغ و زیارت ، ونثار تحایف بشيوخ ونقبای آنحضرت ، به مدد اخلاص وارادت خویش از دارالشفای آن مهبط لطف و مواهب یعنی اسد الله الغالب، ازمرض مزمن(قولنج)صحت یاب شد، شوقی بیدل ، و هوائی بسر انداخته بابزرگان همرکاب مثل مولانا عبدالرحمن جامی و مولانا معین ، صاحب معارج النبوة ومولینا حسین واعظ کاشفی و حفید مولینا سعدالدین تفتازانی رحمة الله عليهم طرح مشوره نهاد که اگر سعادت شامل حال شود جسد مبارك شاه ولایت ماب رض را بهمراه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
