Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
اووو ماريورا!.. بازترا باكاپيتان يكجامی بینم نمیدانم چه صحبت دارید و ازچه
بحث مینمائید؟.. بس است بسیار با هم نشسته و صحبت کرده اید برای امشب او را بما واگذار
شو!... بی انصافی مکن!..
ماریورا جواب داده نمیتواند... زیرا دختر موطلائی در حال از بندهای دست کاپیتان
گرفته و میگوید:
بیائید ببینید که مهتاب دانوب چقدر قشنگ است کمی بیائید تا با شما از برنده
های صالون ستاره ها را تماشا نمائیم.
از بند دست کاپیتان محکم گرفته و کشان کشان او را میبرد!..
ماریورا در عقب برگهای گلدان لیمو تنها مانده است!.. موزيك دوام دارد...
دختر موطلائی باكاپيتان گردش میکند و میگوید:
چه اندازه چشمان شما سیاه است. خیال میکنم در شب تاریکی می بینم.
مادموازل غالباً چشمان سیاه خوشتان می آید؟..
خیلی و خیلی بسیار!..
دختر لبان خود را بطور شوخی پیچ و تاب داده میگوید:
حقیقتاً مرد قابل دوست داشتن هستید!...
ضابط بحال دهشت می پرسد:
چه گفتید؟..
میگویم که حقیقتاً يك مرد لایق دوست داشتن هستید!.. دروغ است؟.. چرا اینطور
بحیرت مانده اید؟..
حیرت من جز این نیست که بگویم در ملك ما دختر ها با مردها باین صورت
سخن نمی زنند!..
چرا سخن نمی زنند؟..
آنها چنین سخنان را عیب می شمارند!
الله... الله!.. يك دختر جوان بکسی که خوشش می آید حق ندارد که به آواز خوشی
-۸۲-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
