Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
سوال اول !
ـ برادرم ؟..
ـ نترسید بدون آنیکه چیزی واقع شود پس رفت!..
دختر آه عمیقی کشیده و بدون آنیکه چیزی بگوید روان میشود ... از زینه بالا
میشوند... در وقتیکه دختر میخواهد دروازۀ اطاق خود را باز و داخل شود کاپیتان
صدا میکند :
ـ ماداموازل !..
دختر استاده میشود ...
ـ ازینکه امشب یکدقیقه بفکر من بودهاید !..
ـ گمان نمیکنم که یکدقیقه نی بلکه يك لحظه هم بفکر شما بوده باشم!...
ـ ماداموازل ماریا. شما يك انسان خیلی خوبی هستید... اجازه بدهید بايك صدائی که از
عمیق ترین زوایای قلبم می برآید از شما تشکر نمایم !..
ـ کاپیتان! خسته گی کارهای امشب شما را بکلی عوض کرده است ... برای چه و
چرا تشکر میکنید!... اگر بسبب بیمارتان مانع شما شده باشم وشما آنرا بقسم خصوصی
کدام توجه بدانید و منت داری شما ازین رهگذر باشد، بازی خوردهاید!. من بفکر شما
نبودم بلکه تمام افکار من متوجه برادرم بود. نمیخواستم که شما از دست برادرم کشته
شوید، افکار من همین بودوبس .
ـ چرا و برای چه نمیخواستید ؟..
ـ چرا نمیخواستم ؟..
چشمانش تنگ تر میشود .
ـ می ترسیدم مبادا نفرتی را که بمقابل شما حس میکنم کم شده و بشما
خوش بین شوم .
ـ خیر دروغ میگوئید:.. شما از من نفرت نمیکنید!. و کرده نمیتوانید!..
ـ کاپیتان شما به هوش خود هستید؟
ـ از نیکه نفرت میکند و از آدمیکه نفرت دارد از یخن آن قائم نمیگیرد و او را از کشتن
خلاص نمیکند و تا زینهها کشان کشان نمیرود !..
ـ٧٨ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
