Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
ضابط دور میخورد
ـ: من هنوز نام شما را نمیدانم ؟...
ـ : ببخشید نامم فاروق
ـ چطور ؟
ـ فاروق !.
ـ فاریق ؟
ـ خیر فاروق ... فاروق !..
ـ فاروق !
ـ بلی !
ـ ضابط باز چشمهای سیاه خود را به چشمهای آبی دختر دوخته يك لحظه متردد مانده باز میگوید :
ـ من هم اسم شما را نمیدانم مادموازل !..
ـ ماریورا !.
ـ ماریورا ؟..
ـ بلی ماریورا میخائیلسکو !.. میخائیلسکو نام عائلة ما است !.. مادام مرا تنها ماریا خطاب میکنند!..
ـ ماریا !..
ـ بلی ماریا !
ـ ماریا؟.. ماریا !.. چقدر آهنگ دار و چقدريك اسم قشنگ !.
ضابط با هیجان و خوشحالی تکرار دست خود را به پيك كلاه خود برده مجدداً سلام عسکری داده و خنده کنان میگوید:
ـ خداحافظ مادموازل ماریا !. خداحافظ !..
ـ خدا حافظ كاپيتان .
ضابط باخوشی فوق العادة پایان شده از دروازه خارج میشود!..
ـ٦٨ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
