Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
در وجود انسان شریف و خلقت پاک آن روح ظلم و بدطینتی نباید رول ببازد.
ولی گفتار ۳ ماه پیشتر خود را فراموش مینمائید که فرموده بودید، درین جسم يك
روح وحشی حکمرانی دارد.
اینطوریك چیزی بخاطر ندارم !.
گفته بودید ... گفته بودید !..
خیر خطا رفته بودم !..
خاموش میشوند لحظه بعد دختر خنده کرده میگوید .
خیر همانطور بود!.. پس از خاطریکه نترسیدن خود را اثبات نمائید در خانه
ما میمانید ؟..
شما امر میکنید!.
دختر با هیجان چشمهای خود را باز میکند:
عجب! برای اینکه با شما سخنی زده شده و صحبتی بمیان آید از غرور و نخوت خود
کار میگیرید. دیشب هم همینطور شد!..
تصادف است ما دموازل !.
ضابط ایستاده میشود، کلاه خود را از سر میز میگیرد. در وجناتش هیجان و محبت
فوقالعاده دیده میشود . به اشارۀ سر به احترام دختر پرداخته میگوید :
حالا اجازه بفرمائید بروم، زیرا بساعت ۸ باید بقوماندانی حاضر باشم!
بخوبی میتوانید بروید ... تنها فراموش نکنید که ما هر وقت طعام شب را به ۹
بجه میخوریم .
نان شب را يك جا میخوریم ؟ ...
اگر بشما تکلیف نشود !...
ضابط باز بنظر حیرت ، هیجان و محبت بطرف دختر می بیند ... بعد از آن دفعتاً بخود
آمده دور میخورد و بطرف دروازه میرود و میگوید:
اوروار!
تولیمشر ؟..
- ۶۷ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
