Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
که از دستم بیاید کوشش میکنم که شما را ناراحت نسازم.
جواب سخت و سرد !.
جملهٔ اول :
- قبول کردن و فنا کردن اگر بدستم میبود فکر میکردم.
جملۀ دوم:
- در حالیکه بدستم نیست هر اطاقی را که میخواهید بگیرید!..
کاپیتان خنده کنان :
- تشکر میکنم !..
- به تشکر حاجت نیست ! تنها امر کرده و میخواهید !..
کاپیتان خیلی به خون سردی مقابله مینماید :
- خیر امر میکنم يك اطاقی که ناظر بکوچه باشد بدهید :
خانم انگشت خود را بطرف بالا دراز کرده و میگوید :
- بروید !
از زینه ها بالا میشوند ... بدهلیز میرسند ، بعد از ٥ - ٦ قدم در اطاقی داخل میشوند ...
يك اطاق خیلی بزرگی ... هر طرف با قالین های سرخ و کوچ ها فرش است، در الماری ها آثار عتیقه و کتابها ، عکس ها مانده گی است !..
ضابط اطاق را دیده و بعد از رد و بدل کردن يك دو جمله و جواب زبر زبانی با پیره زن ، پائین میشوند. مادام زیر لب میگوید :
- تنها میباشید؟
- بلی خودم و يك نفر عسکرم !..
- عسکرتان هم درینجا میباشد ؟..
بلی ما دام !
مادام خیلی بخشونت سر خود را شور داده میگوید :
- چقدر وقت بمنزل من اقامت میکنید ؟..
- مادام ، بخانۀ تان تا اندازه که ممکن باشد کم مدت سکونت اختیار میکنم !
- ٤٨ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
