Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
و از نفر داخلی یکی را همراه خود بگیرید که شما را رهنمائی کند .
همه شان يك جا از اطاق خارج میشوند.
حال در پیش روی دروازه خانه هستیم که مدخلهای آن از خشت سرخ فرش
شده است .
تمام پنجره های خانه بسته است. از طرف درون هيچ يك ضياء ديده نشده و صدائی هم
بگوش نمیرسد.
تولیمشر بزدن دروازه دوام دارد. نه يك حرکت است و نه صدای پای.
- جواب نمیدهند .
تولیمشر خودسرانه میگوید.
- عجیب است که هیچ جواب نمیدهند گمان میکنم در داخل خانه کسی نیست.
رئيس بلدیه دست خود را بریش خود برده و با نظرهای وحشت زده بطرف
پنجره ها می بیند .
تولیمشر بعد از يك دقیقه دیگر روی خودرا بطرف دو نفر عسکر که با او همراهی
دارند کرده میگوید :
همیشه در پنجا عادت همین طور است بیائید دوازه را چپه کنید!
در همین فرصتیکه عسکرها شانه های خودرا بدروازه میدهند دروازه آهسته باز شده
و در لغك دروازه يك زن پیر قد بلند که در چین های رویش علامت یأس و کدورت هويدا
است دیده میشود. در حال رئیس بلدیه به پیش رفته و به زبان رومن چیزی میگوید.
دفعتاً چشم های زن بحال وحشت از حدقه بیرون بر آمده. خود سرانه چیزی در زیر
زبان گفته بعد از آن روی خودرا بطرف تولیمشر گشتانده بزبان آلمانی میگوید:
- بفرمائید .
تولیمشر در حالیکه دستش بالای تپانچه اش میباشد داخل میشود ... از صحن حویلی
گذشته و از پنج زینه پا به بروى يك صفه بالا شده و در صفه خانه میرسد... در روی صفه يك میز
بزرگ دیده میشود و در بالای میز چند مبسمه طیاره ماندگی است.
تولیمشر مستقیماً نزد خانم رفته و با يك صدای ملایم و آهسته میگوید .
- : مادام. البته قبول خواهند فرمود که نزد شان يك چند روز مهمان بمانم. تا اندازه
- ٤٧ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
