Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
توهم، درهمین نزدیکیها لذت این ظالم را خواهی چشید!
دختر در جائیکه استاده است ، موازنه خود را از دست داد. زانو هایش قات
میشود و در جای خود یکد و دفعه سخت تکان خورده و مانند خرمن گل پژمرده در بالای
سنگها می افتد...
به صبح هنوز يك ساعت باقمیانده است!
باران قطع، باد آرام کشته، روی آسمان از ستاره ها پر است، و ما هنوز در بین دیوار
های این خانه ناشناس هستیم. تمام وادی در بین يك خاموشی عمیقی فرورفته؛ تنها از مسافه
دور صدای اسپهای توپخانه ترك را میشنویم، تمام بطریه در گوشه مجهول وادی (دوبريج)
استراحت عمیقی کرده اند، تولیمشر در یکی از اوطاقهای مابین سرای داخل شده و بالای
يك کوچ دراز کشیده و بخواب سنگینی فرورفته است. بالاپوش چرمی گل آلودی جسمش
را پوشیده است.
روشنی خفیفی از پنجره های طرف باغچه داخل اطاق میشود، در اثر این روشنی خفیف
تولیمشر را دیده میتوانیم. گردن خود را بطرف راست دور داده، روی خود را بالای
دستهای خود گذاشته و خواب کرده است .
روی گندم گونش برنگ شیرچائی خفیف مبدل شده است. ابروان پر سیاهش به
چشمانش سایه انداخته است، موهایش درحد شقیقه هایش تاب خورده است. از دنیا بیخبر
ومثل مرده افتاده است. دقیقه های خاموش و بیهیجان میگذرد... بعضاً صدای پاهای پیره
داری را که در صفه میگردد میشنویم ...
صبح میشود . . . شفق میدمد. هرطرف آهسته آهسته روشن شده میرود، هر کس و هر چیز
هنوز بخواب عمیق است .
لحظة بعدازطرف اطاقیکه تولیمشر خواب کرده صدای خفیف پایی از راهرو آن
بگوش میرسد . صدای پای آنقدر يك صدای خفیفی است که بهترین يك گوش شنوا و قتمند
آنرا به آسانی شنیده نمیتواند... صدای پای نزديك شده ميرود...
چنین صدا را در خواب تميز بدهد. حتی پیره داری که بدهن دروازه میگردد هم از آن
چیزی حس نمیکند. يك سایه؛ فقط يك سایه زن ... چیزی که فهمیده میشود این است؛ قالیچه که
-١٦-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
