Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
حلقه کرد . دیوانه وار فریاد میزند:
- نروید، نروید، فاروق عزیزم نروید!.. مرا تنها نگذارید!. مرا ترك نمائيد!.. بخدا
بی تو زنده بوده نمیتوانم ، فاروق میمیرم !... میمیرم!...
- ماریا ساکت شو، عذر میکنم ، رجا میکنم آرام باش!..
- اوه فاروق عزيزم. من توان يك ساعت جدائی ترا ندارم!.. تصور نمائيد!.. يك دقيقه
از نظرم دور نیستید!.. در هرجا، در هرچیز در هر وقت در هر زمان تو، تنها تو در نظرم
هستی!.... اگر يك دقيقه ترا از پهلوی خود دور به بینم ... و وقتیکه تو نمی باشی
من مانند طفلیکه مادرش را غائب کرده باشد میگریم !.. ناله
مینمایم افغان می برارم !.. موزيك بدم می آید، نه شعر میخواهم و نه طراوت گلها را دوست
دارم، نه شرشر آبشار و نه چشمك ستارگان خوشم می آید، نه غروب آفتاب و نه طلوع
مهتاب نه زمزمه بلبلان و نه چغ چغ پرندگان هيچ و نه هيچ مرا تسلی داده میتواند!..
آه فاروق عزیزم تکرار میکنم، حالا دانستی که دوستی و محبت يك زن تا کدام پایه است؟..
نکنید فاروق!.. بمن قدری ترحم کنید!.. بعد ازین بی تو زنده مانده نمیتوانم !..مرا
تنها نگذارید !..
- ماریا، رجا میکنم آرام باشی!..
- تو فکرکن، من برای تو شرف ، ناموس، حیثیت، وطن و برادرم را از دست دادم!..
فعلا من در نظر از خودو بيگانه جز يك زن وجدان کش بی شرف، يك زن بدبخت و کوچه
گرد، يك زن فاقد روح و عاطفه چیز دیگری نیستم!..
درینصورت آیا تو در قلبت تکان و سوزش حس نمیکنی که مرا باین همه سیه روزی ام
گذاشته و میروی؟..
- ماریا کافیست ، دیگر بس است!..
- خیر!.. بس نیست فاروق!.. مرا يك موضوع حل شده تلقی کرده نمیتوانید!.. مجبور
هستید چاره برای آن پیدا کنید !..
ضابط ساکت است.. سرش پائین در بشره گندم رنگ رخساره ايش يك قسم زردی
دیده میشود !..
ماریا به سخن خود ادامه داده میگوید:
- ۲۰۴ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
