Machine transcription
عشق وو ظیفه یا شب اخیر
- از نزديك می شناسی؟..
- طبیعی! تقریبا یکنیم سال است که در زیر همین سقف زندگانی داریم !..
ضابط رومن با تمام قوت خود دست های دختر را فشار میدهد :
- ماریا ! ...
- اوف!.. بندهای دستم را می شکنی بگذار مرا پولیواش !..
- ماریا !..
لب های ضابط می لرزد، رنگش پریده، نفس های سرد می کشد.
- ماریا بعضی خبرها بمن رسیده بود ولی !. من یقین نکردم ، چه دور از تصور من بود ، زیرا ترا می شناختم و بهتر از همه می شناسم تو دختر يك عسكر با شرف بودی ، تو خواهر عسکری بودی که برای مدافعه از وطن در جبهه می جنگید !...
- برادر بندهای دستم رارها کن!.
- حالاهم باور نمیکنم ماریا... تو ازین رذالت دور هستی!. هیچوقت تو مرتکب آن نمی شوی !.. بتو تهمت کرده اند !..
- مقصدت چیست رجا میکنم بگو!.. چه گفته اند!؟..
ضابط دست های دختر را گذاشته بپا می ایستد، در پیشانیش قطرات عرق می درخشد رویش زرد گشته است!..
- : اگر این چیزها حقیقت میداشت ماریا..
لب های خود را زیر دندان گرفته ساکت میشود : بعد از کمی مجدداً با غضب و صدای بلندتر میگوید :
- : دروغ !.. و بکلی دروغ است !.. بر تو تهمت میکنند !.. تو دختر عفیف و پاك دامن !.. تو یگانه خواهرك من هستی!..
اشک هائیکه در حلقه چشمانش جمع شده بود روی رخسارهایش جاری میشود انگشتان دختر را بین دست های خود میگیرد .. ومی بوسد...
- ۱۹۲ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
