BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 177

Page 177

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 177 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر - چه خبر است ، فاروق . اینقدر عجله دارید ؟.. - بعضی کارهای مهم است که باید فوری اجرا شود !.. - فاروق این اولین دفعه است که شما را خیلی پریشان می بینم ! راست بگو مریض هستی یا اینکه چیزی دیگر است ؟. - خیر خیر مریض نیستم ! . . زیادی کار و ماندگی ، اعصابم را کمی خسته ساخته !.. داخل اطاق میشوند !.. دختر پیش آمده میگوید : - بگذارید که بستر شما را درست کنم !.. - زحمت نکش ماریا ! روی این کوچ دراز میکشم. دختر به ضابط باشگفتی نگاه میکند... - بهر حال گمان میکنم کدام خبر خیلی مهم است فاروق ؟. زیرا خیلی مضطرب و پریشان هستید !.. بگوئید ، برای خدا بگوئید چه خبر است ؟.. ضابط روی کوچ می غلطد .. - رجا میکنم ماریا چیزی از من نه پرسی . . . مرا تنها بگذار ، قدری خواب شوم !.. - فاروق ، مرا می ترسانید !.. دختر زانوهای خود را خم کرده برابر پاهای ضابط می نشیند و دستهایش را گرفته در بین دست های کوچک خود فشار میدهد !.. - بگوئید ، خواهش میکنم بگوئید ! .. - ماریا ، مرا بگذار !.. - آه ، شما را هیچوقت اینقدر متأثر و پریشان ندیده ام !... - بگذار مرا ماریا ! رجا میکنم بگذار !.. - فاروق ، چرا نمیگوئید ؟.. از من چرا پنهان میکنید ؟ - تو چرا سخن مرا قبول نمیکنی ؟.. میگویم از من هیچ چیز را سوال مکن مرا بحال خودم بگذار ! . . می بینی که اعصابم خیلی خسته است قوة حرف زدن ندارم ! . . -۱۷۰-

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 177. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/177 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/177
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record