Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
مریضان سرهای انسان دیده میشود که با نظر حیرت بطرف کنا دی
می بینند! . .
در اطاق عملیات ، دکتوران و پرستاره ها که دست های شان تا آرنج برهنه است
انتظار دارند . کنادی با یک شور و غوغا داخل اطاق میشود . مادر دهن دروازه دقایق
درازی را انتظار میکشیم! . بالاخره انتظار ما بسر رسید و کنادی مریض بردار از
اطاق عملیات خارج شد معاینه انجام یافت . . . مریض را به اطاقش نقل میدهند ! . .
چه واقع شد؟ چرا پایس را نمی برند؟ . . چرا به بسترش می برند ؟ . . آیا در جراحتش
بهبودی رخ داده یا برای عملیات آماده گی میکنند ؟ . .
با يك هيجان فوق العاده بطرف عملیات خانه روان میشویم . . . دكتورها هنوز در
آنجا هستند . . از داخل صداهای بلند بگوش میرسد .
ما هم گوش های خود را به سوراخهای دروازه چسپانده کوشش میکنیم سخنانیکه
در داخل گفته میشود بشنویم . تنها چیزیکه از داخل اطاق شنیده شد این سه
جمله است .
ـ کانگرا دوام دارد . . . دیگر امید بهبودی نیست ! . . باید بدون معطلی پایش را قطع
نموده مریض را از خطر نجات دهیم ! . .
ـ بفكر من هم بايد وقت را از دست ندهیم ! .
ـ خوب در صورتيكه نظرية همة ما يكسان است عملیات میکنیم ! . .
دیگر چیزی شنیده نمی شود. صدای پای از داخل اطاق بطرف دروازه نزديك شده
میرود گویا می برآیند . . .
ما به يك گوشه رفته انتظار میکشیم . . . در همین فرصت دروازه عملیات خانه باز و دکتورها
دیده می شوند . . .
يکنفرشان بطور لا قیدی سرخود را دور داده بچاوش صحیه میگوید:
ـ فردا صبح کنا پیتان را برای عملیات حاضر نمائید ! . .
ـ خیلی خوب ! . . .
ساعت دو شب است . . . شهر ا برا ثیل سکوت و خاموش است . تمام سکنه بخواب عمیقی فرو
ـ ١٤٢ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
