Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
درین بهار قشنگ و باطراوت با تو در بین گلهای زیباوروی چمن های شاداب دست بدست
يك ديگر داده مانند عشاق دلباخته روی سبزه زارها میغلطیم، در دامان تپههای سبز و خرم
میگردیم، در زیر آبشار ها مینشینیم واز نسیم روان بخش بهاری لذت میبریم !.. توهم
آرزوداری ماریا؟..
دختر درحاليكه اشك درچشمانش جمع شده و باکوشش ازگریه خودداری میکند
با لب های لرزان میگوید :
ـ فاروق !.. منهم باچشمان اشکبار چنین روزرا ازخدا میخواهم!..
ـ ماریا ! محقق آن روز آمدنی است زیرا هنوز ماجوان هستیم واز دنیا لذتی ننگرفته ایم!..
مطمئن باش !.. خونیکه دررگهای منجریان دارد آنقدر قوی است که بسا طوفانهای
دیگرراهم خاموش خواهدساخت !.. ماریا!.. منهنوز امید خودرا قطع نکرده و تا
آخرین دقیقه حیاتم امیدوار هستم!..
قطرات اشك بررخساره های ماریا جاریست!.. درمژگانهای ضابط هم چند قطره
اشك دیده میشود!..
ـ ماریا بس است ، بیش ازین خاطرات غمانگیزرا درخودراه مده ، تو برو اما مستقیما
بخانه میروی فهمیدی ؟. وقتیکه بخانه رسیدی نزدخداوندعالم بدوزا نو شده در
حق من دعاكن !.. زیرا تو هنوز يك دوشیزۀ بی گناهی هستی !.. دعای تو درحق من
مستجاب میشود!
دررخسارههای زردوکمخون ضابط قطرات اشك دیده میشود
ـ زود باش ماریا كه هوا تاريك میشود ! . . نمیخوام در تار یکی شب
تنها بروی ! ..
دختر ساکت است ! . . از شدت غصه در گلوی خود احساس فشار
میکند... رنگش پریده ومثل اموات خون درعروقش خشک شده، باچشمان متوحش میخواهد
بتمام قوت فریاد زده ودست های خودرا بگردنش بیندازد. با يك دست از بازوی چپركت
گرفته آهسته آهسته بلند میشود زانوهایش میلرزد، ضابط دست اورا بین دست های
خود گرفته آهسته خود را خم کرده با لب های سوزان خود از لب های ضابط
ـ ١٤٠ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
