Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
ـ اگر برخاسته بتوانم!.
ـ چه میگوئید کاپیتان ، انشاالله عنقریب صحت میشوید!.
ـ راستی شاید صحت شده باعصا و چوب های زیر بغل حرکت بنوانم! ولی آیا باین صحت و تندرستی گفته میشود؟..
ـ جناب کاپیتان از ین حرف ها بگذرید ، ببینید درخت های این باغچه تماما از شگوفه های زیبا پر است . دائما يك بلبل قشنگ روی شاخه های درخت آلو می نشیند و با آواز ملایم می خواند .
ـ این بلبل چقدر خوب می خواند !.. انسان را محزون می سازد، چهچه های او عروقم را می فشارد و قطرات گرمی را روی قلبم می ریزد ...
چشمان سیاه فرورفته و غمناك خود را بطرف چاوش دور داده میگوید:
ـ آه چاوش اگر بدانی که برسیدن این بهار چه فکرها داشتم . بلی افکار عجیب و غریب !.. مردن خود را فکر میکردم ولی ازین حال خود بی خبر بودم!.
سرخود را روی بالاش می گذارد :
ـ اوه افسوس که تمام ایام جوانی من در بين يك رشته اضطراب وهیجان هائی گذشت وهمینکه در بهار حیات میخواستم از دنیا لذتی بگیرم دفعتا بوستان عمرم دچار خزان گشت و هنوز غنچه حیاتم تبسم نکرده بود که پژمرده و خشك گرديد باغبان بنش را قطع و شاخش را خشك ساخت چه گناهی داشتم نمیدانم!..
قطرات سردعرق پیشانی و رخسارهایش را غمناک ساخت. چاوش دستمال را ازروی میز گرفته عرق های پیشانی، روی و شقیقه هایش را پاک کرده میگوید:
ـ نکنید جناب کاپیتان نکنید خود را مضطرب نسازید !
ـ چه کنم به اختیارم نیست!.
بعد از يك دقيقه سکوت آهسته آهسته سر خود را بطرف چاوش دور داده میگوید :
ـ چاوش ! نه از نقطه نظر آمريت بلكه مثل يك رفيق و مانند يك همراه از تو خواهش میکنم حتی الامکان کوشش کنی که ماریا ازین وضعیت من خبر نشود که بعد ازین من مثل يك فقیر بی دست و پا در کوچه ها گردش خواهم کرد ...
ـ ۱۳٤ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
