Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
نفر سوم علاوه می نماید:
من هم چنین عقیده دارم. اگر چانس با ما كمك نمايد پایش را بدون بریدن نجات داده بتوانیم ...
شخص اولی:
رفقا !.. این مسئله خیلی مهم و مهلك است. او یکی از ضابط های قیمتدار اردوی ما است ... رجا میکنم در طب چانس را مد نظر نگیرید ...
خیلی خوب ، اما چرا اینقدر عجله داريد؟... اگر پای او کانگرن باشد دوسه روز بعدهم بریده میتوانیم ... آیا برای عملیات امروز و یا دو سه روز بعد فرقی میکند؟ و نتیجه يك سان نیست ؟.. درین صورت عجله لازم ندارد و بهتر است دو سه روز را تحمل کنیم... اگر علاجش بدون قطع کردن ممکن شد فیها و الا عملیات هر وقت از ما است! .. بيچاره يك دستش هم معیوب است ، اگر پایش را نیز قطع كنيم برای او خیلی نا گوار خواهد بود !..
شخص اولی سرش را تكان داده میگوید:
خیلی خوب ، يك دفعۀ دیگرهم معاینه کرده بخود اوهم بگوئیم، بعداز آن فیصله میکنیم !..
این را گفته و هر سه شان سوی اطاق عملیات روان میشوند ... یکی از آنها به پرستاره که از عقب شان روان است میگوید:
کاپیتان فاروق بی را باگادی مریض بردار به اطاق عملیات بیاورید! ..چراغهای عملیات خانه را هم روشن کنید!..
خیلی خوب !..
صحبت كنان داخل اطاق میشوند...
از پانزده دقیقه است که کاپیتان فاروق بی روی یك ميز آهنی که با مومجامه سفید پوشانیده شده افتاده رویش زرد و با چشمان فرورفته خود به حیرت و دهشت بطرف دکتورها می بیند!.. معاینه انجام یافت... پرستاره ها زخم را میبددا می بندند . دکتوران پس از معاینه مشغول دست شستن میشوند. دقایق چند میگذرد ... بالاخره یکی از دکتورها به
- ١٢٩ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
