Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
مریض نزدیک شده به تصنع تبسمی کرده : دستمال را از پرستاره میگیرد عرق های جبین
مریض را پاک کرده میگوید :
آقای کاپیتان مغموم نباشید ؛ زیرا هنوز آنقدر وخیم نیست که قابل فکر کردن باشد ! .
از لب های باریک و رنگ پریدهٔ ضابط کلمات لرزان مثل شخصیکه در حال احتضار
باشد شنیده میشود :
آقای دکتور پایم را قطع میکنید ؟..
هنوز فیصلهٔ قطعی نداده ایم !..
گانگرن نیست؟.
آنهم هنوز پوره معلوم نشده است .
دفعة الاشه های ضابط میلرزد اشکهائیکه در چشمانش جمع شده است روی رخسارهایش روان میشود.
از یک دست فاقد بودم؛ حال يك ...
سکوت میکند... دندانهای خود را روی لب های خود فشار میدهد... برای اخفای گریه روی خود را بطرف چپ میگرداند.
فاروق بی ؛ طفل نشوید ؛ گفتم هنوز فیصله نداده ایم ، غمگین نباشید
زیرا خیلی ضعیف شده اید ؛ چند شب است که هیچ خواب نمیروید ... نکنید
نکنید فاروق بی !...
ضابط در حالیکه گریه گلویش را فشرده میگوید:
جناب دکتور عذر میکنم پایم را قطع نکنید !..
فاروق بی حرکات طفلانه میکنید ! . . من ترا يك شخص خیلی جسور گمان میکردم ! . .
ضابط چشمهای پر از اشک خود را دور داده بطرف دکتور می بیند و به آواز
منقطع میگوید:
آقای دکتور من هنوز جوان هستم و نمیخواهم درین بهار جوانی با يك دست و يك پا
حیات بسر ببرم . برای من مردن بهتر ازین وضعیت است !..
ـ ۱۳۰ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
