Machine transcription
عشق ووظیفه یا شب اخیر
برعلاوه چندروزهم تنهاماندیم !.. تنهائی هم بذات خود عامل بزرگی برای
خرابی صحت و تولید عصبیت شخص است .. دیگرهیچ چیزی نیست دخترم!...
سپس با دست های خودرخساره های گندم گون اورا که از شدت گریه قرمز شده
نوازش داده میگوید:
ـ فرداچارهٔ برای سر گرمی تو می سنجم .. اگر خواهش داری برای چند روزاز
ا برا تبل هم میر ویم !.. زیرا مسئلهٔ ز ذو خورد و کشمکش حرب اعصاب را خسته
می سازد..
ماریورا گریه کنان میگوید :
ـ عمه جان ! اگر شما نسبت بمن اضطرا بی حس میکنید مرا ببخشید !..
چه کنم !نمیدانم درین چندشب خیلی نارام هستم اعصابم زیادخسته شده است!..
ـ میدانم ماریورا!..
چشم های خانم سالخورده حاکی ازشفقت بوده ومیگوید:
ـماریوی عزیزم کوشش کن کمی بخواب روی!.. ببین ساعت ازچهار گذشته. نزديك
است صبح میشود!.. دخترك شيرينم ، طفل نیستی فکر خودرا جمع کن !.. پیش آمد
های جزئی قابل این اندازه تفکرنیست ...
بعداز بازو ها ی ماریورا گرفته اورا بطرف مجسمه مریم میبرد:
ـ دخترعزیزم : بزانو در آمده چشمانت را به بند ،باقلب پاك وضمیری بی آلایش
برای برادر و تمام هموطنانت دعاکن... به بین تمام کوچه ها اززخمی ها پُر است !.. برادر
و تمام هموطنانت برای حفظ وطن و شرف و ناموس ما می جنگند !.. تمام افکارشان متوجه
حراست ناموس وحفاظت وطن است، تو معصوم هستی، تو پاکدامنی برای خود و برادر
وهموطنانت طلب نجات کن !..
آهسته آهسته بـگوشهٔ دیوار نزديك ميشوند.
ـ تمام چیزهائیکه بتومیگویم اجرا کن آنوقت خواهی دیدکه با قلب ساکن بخواب
عمیقی فرو خواهی رفت!..
ماریورا آهسته میگوید.
ـ خوب ...
ـ۱۱۳ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
