BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 109

Page 109

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 109 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر که مثل آتش می‌سوزد گرفته و فشار میدهد. بعد از آن آهسته آهسته انگشتانش را مستقیماً بطرف دهن خود برده دفعتا می‌بوسد ... ـ چه میکنید کاپیتان دیوانه شده‌اید؟.. ضابط هیچ گوش نمیدهد، با لب‌های آتشین خود تکرار می‌بوسد و میگوید: ـ شب شما خوش، ماریورا!. هر دوی شان با قلب پر از مسرت و نشاط از دروازه خارج شده، بانوک پنجه آهسته آهسته هر کدام بجای خود میروند ... ساعت، چهار صبح را اعلام کرد... همه بخواب عمیقی فرو رفته‌اند... هوا ملایم و باد آرام است. دروازۀ خانه را بشدت میزنند. صدای زنگ در نیز شنیده میشود. درین تاریکی صبح کی خواهد بود؟ کاپیتان بالا پوش خود را پوشیده به برنده می‌براید. ـ کی هستی ؟.. ـ من احمد هستم. جناب کاپیتان پائین تشریف بیاورید!. ـ چه خبر است احمدبی؟. ـ زودتر بیائید! ضابط با هیجان از اطاق خارج میشود... راهرو بکلی تاريك است؛ اينك صفه، بروی حویلی بالاخره بدهن دروازه رسیده و آنرا باز میکند: ـ چه شده چه خبر است احمدبی ؟... ـ دشمن از تمام اطراف نهر (سرت) به تعرض شروع نموده!.. ـ چه میگوئید؟.. ـ: بلی از نیم ساعت باین طرف تمام مواضع ما زیر آتش توپ‌های دشمن است... قوای بلغاری‌ها هم که بطرف جناح چپ بودند نظر به اطلاع تيلفونی قوماندان فرقه ٢٥ مقاومت نتوانسته عقب نشینی میکنند. ـ ممکن ندارد! ـ چطور ممکن ندارد؟... حتي يك غند سوار روسها مستقیماً بطرف جنوب روان شده ـ ١٠٢ ـ

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 109. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/109 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/109
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record