Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
دختر دفعتاً سر خود را بلند کرده با یک آواز متین میگوید :
— کاپیتان ! ما و شما دشمن هستیم ، و دائماً بدشمنی با هم مجبور
میباشیم ! . .
— خیر ما و شما دشمن نیستیم ماریورا ! حتی مملکت های ما هم با هم دشمنی
ندارند این وضعیت در اثر يك نوع پیش آمدهائی است که ما را مجبور به این
روش ساخته .
— هرچه میخواهد باشد ، ولی نتیجه يك سان است !.. فعلا شما جزيك دشمنی که با موزه
های خود در بالای خاك مقدس ما میگردید ، چیز دیگری شده میتوانید ؟ . . بمن
واجب است که از شما نفرت نمایم !.. وعذر میکنم بیشتر ازین درین راه کوشش ننمائید
وبگذارید این نفرتی را که نسبت بشما در خود حس میکنم محو نشود.
— ماريورا ! انسان بکوشش نمیتواند حس نفرت را نسبت بکسی در خود تولید
نمايد !.. شما غیر ازینکه خودتانرا بازی بدهید ، چیز دیگری هست ؟..
— نکنید، فاروق بي . يك عسكري كه صاحب شرافت ذاتی است نباید به دل يك دختر
بیچاره دست بزند !..
— ماریورا با وجود اینها، فراموش نكنی كه يك قوة خارق العاده که از ارادة
ما خارج است، ما را بيكدیگر نزدیک می سازد عشق ومحبت وطن ندارد ماريورا!..
-فاروق بی ـ تکرار میکنم !.. که ما نه حق دوست داشتن ونه حق محبت را با هم داریم
همه را بيك سو بگذاريم ، وضعيت فراموش نشدنی پدرم مرا وادار می سازد که از شما نفرت
نمایم ، وکوشش میکنم که نفرت کنم !.. چونکه .
دختر چشم های خود را بچشم های ضابط دوخته میگوید:
ـ چونکه امروز مملکتم ، حیثیتم ، غرورملی ومليتم در زیر پاهای شما آه وناله
میکند ! . .
— ماريورا این فکر تو غلط است!... ما برای گرفتن مملکت شما نیامده ایم ،چشم
ما در پی استیلای دائمی آن نیست این آسمان قشنگ ، این ستاره های درخشنده ، این
کوهها و تپه های زمردین که با برف مستور است و این دره ها و دریاها و بالاخره همۀ آن ها
از شما است !.. مادر مملکت شما طوریکه آمده ایم برمیگردیم؛ پس چرا ما با يك ديگر
ـ ۱۰۰ ـ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
