Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخير
ماجنگ نکرده ایم بفکر شما همین طور میرسد !..
خیر خیر جنگ میکنیم و مثل دو نفر که یکدیگر خود را دوست داشته و بید یگر
رشك ميبرند ساده تر میگویم ما نند دو نفر عاشق دیوانه جنگ میکنیم ..
كاپیتان محقق شما دیوانه شده اید برای چه بشمار شك ببرم؟..
نه تنها شما بلکه من هم در خود نسبت بشما احساس رشک میکنم!..
بی خوابی و خستگی امشب حواس شما را پریشان ساخته است ! سخن های خود
نمی فهمید. خواهش میکنم زودتر رفته و استراحت نمائید!..
چشمان ضابط که از فرط سرور می درخشید به چشمان دختر متوجه شده و بيك آواز
لرزان و شیرین میگوید :
خیر، من بسخن خود خوب میفهمم مسلم است که ما با يك ديگر خودرشك
میبریم ماریورا ..
خواهش میکنم آرام باشید بفکر تمیز سخن خوب و بد خود نستید بكدام حق و
بكدام جسارت مرا چنین خطاب میکنید؟..
ضابط طوریکه سخنان او را هیچ نشنیده باشد حرف خود را دوام داده
میگوید :
ماریورا چیزیکه از روزها در دل ما آتش افروخته بود و وجود ما را میسوختاند
امشب از بین دو لب ما خارج میشود !..
رجا میکنم مرا تنها بنامم خطاب نمائید..
دختر مستقیما بطرف پنجره میرود ضابط با يك هيجان فوق العادة
میگوید :
ماريورا ...
خاموش فاروق بی عمه ام را بیدار میکنید ! امشب شما را چه شده که حرکات طفلانه
می نمائید ...
ضابط هم آهسته آهسته با نوك پنجه های خود بطرف پنجره میرود ... ضیاء
نقره فام مهتاب از طرف پنجره بالای موهای سیاه و دراز دختر تا بیده مانند
ستاره میدرخشد.
-۹۷-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
