Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
دل داده اند ...
ـ قطعا ادعا نکرده و نمیکنم!.. ادعا برای حصول يك غايه كرده میشود من اکنون پوره حس میکنم یکی ازین دخترها نتوانسته است اثری بمن بیندازد .
ـ من میگویم که قباحت در آنها است که چرا شما را مهمان دانسته و نزاکت کرده اند !.
ـ یعنی میگوئید باین صورت خوب کاری کرده اند؟..
ـ البته که خوب کردند ! . . يك مهمان بیگانه با نزاکت پیش آمدن وظیفه است .
ـ پس چرا شما قهر و عصبی میشوید؟.
ـ کی؟ من عصبی و قهر میشوم ؟.
ـ طبیعی شما قهر میشوید !.. از آنجائیکه رقص بزور با مردم و هرگونه حرکات درینجا قاعدۀ نزاکت شمرده میشود پس در صورتیکه تنها ماندید چرا قهر میشوید ؟.
ـ من قهر ندارم!.. بفکر شما چنین آمده است. محض برای اینکه پنج دقیقه با شخصی ملاقات کردم سبب عصبیت شما شد !.
کاپیتان و ماریورا در عالم دیگر بودند. حقیقتاً مانند دو عاشق که رشك ببرند با هم جنگ و جدل داشتند هر دو عاشقان جدی بوده و اعصاب هر دوی شان در حقیقت صدمه دیده بود و متمادیا از اثريك حس داخلی مشاجره داشتند. کاپیتان پس از لحظۀ کمی بخود آمده شروع نمود بخندد . در چشمان او شعله های فرحت زبانه کشیده بود. ماریا از خندۀ کاپیتان بیشتر بقهر شده و میگوید:
ـ چرا می خندید ، آیا درین جا کدام چیز مضحك ديده ايد؟.
ضابط خندۀ خود را دوام داده و با يك آواز ملایم میگوید:
ـ مادموازل ماریورا، آیا بفکر این هستید که با هم جنگ میکنیم؟..
دختر فکر خود را جمع کرده با هیجان غریبی میگوید:
ـ جنگ میکنیم؟..
ـ بلی ! ولی آیا میدانید برای چه جنگ میکنیم ؟...
-٩٦-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
