Machine transcription
(۱۷۹)
تاریخ ١٣ مارچ از پشاور حرکت نموده و در ٢٤ ماه (١) دیگر به قندهار رسید (٢) در
عین زمان امیر موافقت نمود كه يك نفر نماينده مسلمی را از طرف حكومت هند بدربار خویش
بپذیرد (٣) بهر كیف قبل برین حكومت بریتانیا در اول نومبر سنه ١٨٥٦ برعلیه ایران اعلان
حرب داده و قـوای نـظا می بـسر كر دگی سـر جیمز او تـرم بـدان طـرف
فرستاده بود (٤) این عسکر در سرکوبی شاه (٥) کامیاب شده بود چنانچه شاه به امضای معاهدة
صلح و تخلیه شهر هرات از عساکر ایرانی وصرف نظر کردن از تمام ادعا و دعوای شاهی بر
هرات و افغانستان رضا بیت داده بود معاهده مذكور در ٤ مارچ سنه ١٨٥٧ (٦) به امضا رسیده
بود در ۲۷ جولای ایرانیها قرار معاهدة مذكور هرات را تخلیه نمودند ولی حکومت آنجا
را بدست یکنفر از خود شان بنام احمدخان مشهور بسلطان جان سپردند این شخص پسر
محمدعظیم خان و برادرزاده امیر بود (۷) چنانچه شیرعلیخان پسر دوم سردار مهردلخان را
وزیر خویش انتخاب کرده این حكـومت سلطان جان از طرف برتانیه و با بتوسط کرنیل
آر،تیلر كه با يك كمیسون برتانوی از بغداد به شهر مذكور آمده بود شناخته شد بهر
كیف عسا كر ایرانی هنوز هم در مجاورت سرحدات هرات دیده میشدند و آماده بودند كه
ا لرجای انگلیسان با طوایان فوجی در آویزند ایشان نیز بر ولایت مذكور حمله نمایند
(۸) لا كن وقتي وقایع هند بظعما انگلیسان انجامید افواج ایرانی بطرف سرخس حرکت
(١) وقتیکه بقندهار آمد به بكابل زیر ا دوست محمدخان بهانه كرد كه نميتواند ایشان را از
ضرر اشخاص متعصب و بدبین مردم حفظ نماید .
(٢) لومسدین : دی مشن تو قندهار صفحه ١٧٣
(٣) بلیو : افغا نستان اینددی افغانز صفحات ۸۲ - ٨٤
(٤) براكهم : دی هیستر ی آف پرشیا صفحات ٥٠٤ - ٥٠٥
(٥) كتاب فوق : صفحات ٥٠٨ - ٥٠٨
(٦) کتاب فوق : صفحات ٥٠٨ - ٥٠٩
(٧) بلیو در اینکه میگو ید سلطان جان برادر دوست محمدخان بودغلط كرده است
(افغا نستان انددی افغانز صفحه ٩١ )
(دی مشن تو قندهار صفحه ٤ تاليف لومسدین ) دی هیستری آف پرشیا صفحه ٥١٠
تا ليف مر كوم )
٨ـ سر كشی وبغاوت افواج بـنگال در ین وقت درهند شروع شده بود و تمام مردم
متوجه آنطرف بودند . درین وقت اهالی افغا نستان در اثر تحريك اشخاص متعصب ومذهب
دو ست و تحریكات مخفيا نه سرداران پشاوری سلطان محمدخان و پیرمحمدخان از امیر
دوست محمدخان مطا لبه می نمودند كه برعلیه كفار قشون کشیده وا نـگلیسان لامذهب را
از هندوستان بیرون بكشد . بسون تردید موقع خیلی بحرانی بود و يك مر ا تبه دوست محمدخان
حاضر شد كه بگفته آ نها عمل كند ولی پسر ش محمداعظم خان با جرئت پیش آمده
از انعكاس بدحرف خویش و ناامیدساختن ملت در برابر تقاضای شان نترسیده و پدرش
رااز قوه واسلـحه بریتانوی ها یادداده و با وباختن مملكت وحفاظتش را خاطر نشان
ساخت . اگرچه مدتی مشاجره بین امیر و پسرش در سر امر و مشوره مذكور روداد ولی
بالاخره قانع شده وحرف پسرش را قبولدارشد وتوانست كه طوفان هيجان وجوش مردم را
ساكت بسازد وا یشان را تسلی بدهد وقا نع نماید، بهر كیف در اثر فتح دهلی بكلی ساكت شدند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
