Machine transcription
(۱۷۷)
بهرصورت مبین هنگامیکه ولی حکومت در ١٨٥٥ به امیر تسلیم شد تحت نفوذ واقتدار
دوست محمد خان در آمد . (١) ولی میر های اند خوی چنان معلوم می شد که
از استقلال خود در مقابل امیر نگاه شده اند واند خوی بتاریخ ١٨٦٤تحت
نفوذ افغانی در آمد و در ۱۸۹۱ زیر ادارهٔ افغانی آمد . (٢) صرف حصه
شمالی مملکت نبود که دوست محمد خان به آن توجه نموده و قرار
نصب العین پوره ساختن مقصودات امپراطوری که پیش او داشته به آن توجه نماید، قلمروهای
حصه غربی افغانستان مدتی بی نصرانه در مقابل امیر دوست محمد خان مقاومت نمودند
ولی اتفاقاً بیوغ اطاعت بر شانه شان گذاشته شد و سر کرده شان محمد شاه خان در کابل
نگاهداشته شد، اگرچه حقیقتاً محبوس بود ولی رویه مهربانی با او می شد. ملك شاه داد نام
يكنفر دیگر از همان قبیله هنوز هم از جانب نگذاشت تکلیف وزحمت امیر میشد ولی امیر
جاندا دو دا رائی او را از نزدش خفا بیمه بيك نفر برادر زاده اش که رقیب او بود سپرد.
بعد از استحکام اقتدار یار محمد خان در هرات ربط وحبتی که بین این حکمران
الکوزائی وسرداران بار کزائی قندهار پیدا شد توطئات (٣) و خدعه هایی برپا کرد
که در بین این خوانین با ایران وروسیه تولید حصه ومقاصد امیر را در راه گرفتن این ولایات
بتاخیر انداخت . لذا تا سال ١٨٥٤ (٤) امیر دوست محمد خان نتوا ست در قندهار نفوذ
واقتدار خویش را قایم نماید. درین وقت رحمدل خان به ایران رفت تا بهر کیف درین موقع
سردار مغرور مذکور با ایران دسیسه های برپا کرد که برخلاف دوست محمد خان تمام
می شدند. لذا برای اینکه امیر خود را درباره قندهار مطمئن بسازد ناچار شده با برطانیویها
باب مذاکرات را گشود ، وازینرو راضی شد که پسرش غلام حیدر خان را به پشاور
فرستاده و با دشمنان سابق خویش معاهدهٔ دوستانه امضاء کند.
این معاهده بتاریخ (١٨٥٥) (٣٠) مارچ انعقاد یافته سرجان لارنس وغلام حیدر خان
از طرف حکومت هند وامیر افغانستان بالترتیب آن را امضاء کردند (٥) معاهده مذکور
دارای سه ماده بود ماده اول، دوستی وصلح دایمی، را بین امیر دوست محمد خان
وجانشینانش با حکومت هند تثبیت میکرد قرار مادهٔ دوم حکومت هند بایست سر حدات
افغانی را احترام نموده و بداخل مملکت مداخله نمی کرد در حالیکه ماده سومین نیز
۱ «افغانستان شمالی» کتاب قبل الذکر دبیت صفحه ۲۱۸ ، مولف مذکور يك خاكه
از تاریخ جدید این ولایت را ترتیب داده است «کتاب مذکور صفحات ۲۸۸ - ۲۸۹»
محمد افضل خان پسر امیر که حاکم بلخ مقرر شده بود قراریکه میگویند مطالباتی از ولی نموده
میمنه را فتح کرد سنه ١٨٦٠ـ مر کهم دی هستری آف پرشیا صفحه ٤٦٨»
٢- کتاب فوق صفحه ٢٤٧
۳ـ هستری آف دی افغانز صفحات ٤٤٨ـ٤٤٩ مولفه فریره
٤ «افغانستان اینددی افغانز صفحه ۷۹ تالیف بلیو بهر کیف میگویند میگوید که دوست محمد خان
قندهار را در ١٨٥٣ هنگام مرك كهندل خان متصرف شد (افغانستان صفحه ١٢٤٦)
(٥) كتاب فوق الذكر دابليو، صفحه ٠ ٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
