Machine transcription
(۱۸۸)
و داور که بر سواحل کوهات وبنو واقع اند قایم نماید ، حقیقتا اکنون قوه ای بزرگ
وهمسایه مقتدری جای حکومت سکها را که اخیرا متزلزل شده واز حیث قوه و اقتدار
رو به سقوط بود اشغال کرده بود ولی با وجود اینهم امیر با بریتانیاییها همچنان ماند، و از روی
حقیقت واقعه در مراودات بریتانیاییها وامیر واقع شده ومراسلات سیاسی آنها قطع گردید که
آنهم برای آن بود که دوست محمدخان میخواست قبایل سرحدی را همچنان هیج نگاه داشته
و باین ترتیب ایشان را برعلیه انگلیسان برانگیزاند، (۱) در سال سنه ۱۸۵۰ (۲)
دوست محمدخان از هندوکش عبور نمود تا نفوذ و اقتدار تیول از دست رفته مجاورات وحوالی
آمورا بكف آورد. (۳) گفته شده است که دوست محمدخان و پسرش محمد اکبرخان
هنگامیکه به بخارا گریخته (درزمان تهاجم برتیانوی سال ۱۸۳۹ بودند ضعف میر های
را که بر خان نشین های مختلفه ترکستان افغانی حکمرانی مینمودند بخوبی از نظر گذرانیده
ودرك كرده بودند. (٤) علاوه آن دوست محمدخان مهمانداری به امیر بخارا را فراموش
نموده و نسبت به امنیت پایتخت او بدبین بود (٥) بهر کیف امیر در سال ۱۸۵۰ چندان به مخالفت
مواجه نشده و در رعیت ساختن تمام قلمرو باستانی بدخشان (۶) میمنه و اندخوی کامیاب
وموفق گردید. و پسر بزرگش محمد افضل خان را حکمران ولایت بدست آورده و مطاع
مقرر نمود، (۷)
۱-هستری آف افغانستان صفحه ٤١٥ میسون
۲-افغانستان اند دی افغانز صفحات ۲۰۷ و ٤٠٧ تالیف بلیو
۳- بایست بخاطر داشت که این ولایات باری جز. امیر امطوری وسیع درانی (در زمان
احمد شاه) بود یارمحمدخان که کامران را بقتل رسانیده و هرات را قبضه کرده بود در ١٨٤٦
بمقابل خوانین میمنه وازبك های سرپل ، شبرغان، اندخوی و آقچه مارش نموده و حکمرانان
این ولایات که تا کنون بنام زیر دست شاه بخارا بودند با و تسلیم شدند با هم چندان دیری نگذشته
بود که در زیر نفوذ او ناشندزیرا وقتیکه یارمحمد خان بطرف بلخ پیشرفت مجبور گردید
که عنان خویش را باز گرداند زیرا با و اطلاع رسید که کریمدادخان فوریان او شاه پسند
خان حکمران لاش حوین با تحریک سرداران قندهاری ایالات فراه و بکوا که خان نشین
های بودند که دوباره استقلال خود را اعلان نموده بودند تحت اقدامات گرفته اند، و
این خوانین حتی عساکری را که برای حراست گذاشته شده بود به نیز بانها صدمه رسانیده بودند
(هستری آف دی افغانز صفحات ٤٨٦-٤٨٧ مولفه فریربو نیز کتاب (دی هستری آف پرشیا صفحات
٤٦٧-٤٦٨ مولفه مر کهم) (٤) نار در افغانستان (افغانستان شمالی) صفحه ۳۱۸ تالیف تیت
(٥) قرار اظهارات تیت محمد اکبرخان مملکت مذکور را برای امیر رعیت ساخت ولی قراریکه
فریراظهار میدارد محمداکبر خان درین وقت حیات نداشت (نادر افغانستان صفحه ۳۱۸ وهستری
آف دی افغانز صفحه ٤٨٨) اغلب گمان میرود که بهر کیف محمد اکبرخان، که بصورت
فوری ازطرف امير بدانصوب فرستاده شده بود مملکت را گرفته و دوست، محمد خان
در دوره ای دوم سلطنت خویش در ١٨٥٠ دوباره آن را بکف آورده و ایل ساخت.
(۶) كتاب فوق صفحه ۳۱۸ - قرار نظریه میسون (هستری آف افغانستان) بدخشان
نیز صرف او در آمد صفحه ٤١٦ـ لیکن در اینجا مغالطه شده است زیرا قرار اظهارات بیلیواین
ولایت در گوشه شمال شرق افغانستان بنام باج (باج ده) امیر دوست محمدخان بود افغانستان
یند دی افغانز صفحه (۷۰۲) بهر کیف قراریکه معلوم میشود مسایون افغانستان نظریه میسون مرکهم
تصدیق نموده است که قرار آن قندز وبدخشان هردو در سنه ١٨٦٠ به دست دوست محمدخان
افتادندمر کهم علاوه میکند که سپروار ،لاش، فراه، اندخوی ومیمنه همه را امیر دوست
محمدخان در سنه ١٨٥٧ جزء متصرفات خود ساخت (دی هستری آف پرشیا صفحه (١٥٧)
(۷) تیت کتاب فوق الذکر صفحه ۳۱۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
