Machine transcription
(١٦٠)
و نمیدانست چکاری باید بکند ، بالاخره مرزا سمیع ، حاجی خان (١) ومحمد افضل خان
پسرش با و گفتند که تدابیر حربی اتخاذ و برای جنگ تدارک نما بد چند نفر خوا نین
دیگر نیز بهمین نظریه مایل بودند ، عبدالصمد خان نیز که افسر فوج پیا ده بود
طالب جنگ بود ادعا میکرد که میتواند با تمام قوای سکها بمیدان بر آمده و ام ـ او
نیبل جنرال سکه را دستگیر نماید (٢) ولی نواب جبار خان امیر را طو ر دیگر توصیه
نموده و طاقت و نیروی دشمن را با و خاطر نشان نمود چنانچه امیر نیز بنظرية او تمایل
نشان داده بفکر اورا تعقیب نمود که نتیجه وخیم آن را اکنون خواهیم دید . دیری
نگذشته بود که رنجیت سنگ به خیمه سکها واصل شده فرود آمد و در اثر ور ود او ـ
پیروانش دل گرفته و آرام گردیدند. درین موقع قشون سکها در اطراف دهکدۀ بو دانی
پراکنده شده بودولی بدون آنکه خیمه را که با فغانها خیلی نزدیک بود حرکت بدهند .
باین ترتیب رنجیت سنگ پلان هایش را تاسیس نموده و تمام اردوی خویش را دوباره
جمع نموده ترتیب داد (٣) درعین زمان سلطان محمدخان، فقیر عزیز الدین و داکتر هاران
را نزد دشمن فرستاد تا دوست محمدخان را بمراجعت بکابل وادارند. وقتیکه دوست محمدخان
هنوز مشغول مذا کره ومفاهمه بود و با فرستاد گان رنجیت سنگ صحبت داشت به اضطراب
ووحشت زیادی دانست که خیمه او را محاصره کرده اند . درین جا بیقین دانست که رنجیت
سنگ عزم نموده است مسئله را به فعالیت و جدیت خاتمه بخشیده فراری بگذا رد واو
بنفسه مجبور است فیصله نماید که کدام يك از دوراه جنگ و عقب نشینی را اختیار
کند، وقتی بفکر جنگ می افتاد کمتر امید کامیابی میدید بلکه توپها و دیگر لوازمات
عسکری او تماما ً بدست دشمن افتاده و دیگر برای همیشه قوای او مضمحل گردیده، واقعیت و منزلت
او بحیث امیر افغا نستان در خطر میافتاد، دوست محمد خان در این نقطۀ بحرانی
کامیاب شد که با مرزا سمیع خان مشوره نموده و از دیگر مشا و رین خویش رای بگیرد
که در نتیجه یکی از آنها نقشۀ سنجید که اگر بعزم واحتیاطی آن را پیش میبردند امید
میتوانست حسب خواهش بمرام خویشتن کامیاب گر دد .
قرار این تصویب بایست فرستادگان سکه یعنی داکتر هارلن و فقیر عز یز الدین را امیر
(١) این شخص پیشنهاد کرد که دسته سواران را حلقه نموده و رنجیت سنگ را
در بین اتك و پشاور گیر کنند میسون (کتاب فوق جلد سوم صفحه ٣٤٠)
٢ عبدالصمدخان میگفت که امـ اونیبل را دستگیر نموده رویش را سیاه ساخته و بر نره
خـ سوار نموده در کوچه های کابل تشهیر مینماید ( میسون، جور نیزان بلو چستان ،
افغانستان ا پنددی پنجاب جلد سوم صفحه ٣٤١)
٣ عسکر خویش را بشکل نیم دائرة ترتیب داده تا آنکه بتواند خیمه های افغانی
را احاطه کند. قوا در پنج حصه تقسیم شده بود که در جلو آن توپخانه قرار گرفته بود
درعقب توپخانه پیاده که سی و پنج هزار نفر می شد و بعد ازان دسته های مختلفه سوا ره
را ترتیب داده بودند، (میسون ، کتاب فوق جلدسوم صفحه ٣٤١ ــ ٣٤٢)
عروج باز نژادتیها (١٠٠٠) پ محمدصادق ح نماینده مذ کور، پاینده محمداخان محمدهاشم ٩_٥_٣٢
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
