BrowseʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج → page 168

Page 168

ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج · pages 1–217


Page image — the source of record

Scanned page 168 of ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج

Machine transcription

(١٦١) با خویش بکابل می برد (١) بهر کیف برای اینکه تا اندازه بتعهدات وقوانین بین المللی تحقیر ی نکرده باشند تصویب شد که سلطان محمد خان را نیز در جر گه مذ کور ایلچیا ن سکها شريك سازند . از اینر و امیر، سلطان محمد خان را خواسته و بعد از تبادل يك سلسله تبسم وقر آن برای اختفای راز او، ازعزم خویش آگاه ساخته اطلاع داد ، و با و خاطر نشان نمودند که چون اشخاص مذكور با او آمده اند برای مفاد امیر وطرفداران ا و سهل تر ومناسب تر است که او آنها را با خود ببرد . سلطان محمدخان فوراً حس کرد که مقصد امیر ازین کار تباهی اوست بدون انکه شهرت ونام خود را بخطری مواجه بسا زد . سردار مخلوع يك ورظاهراً با وساخته ووعده داد که در امر مذ کور با او شر کت نماید. (٢) امیر بخیال اینکه مقصد ش حاصل و آرزویش بر آورده شده است فقیر عزیز الدین ودا کتر هار لن را بحضور خود طلبیده و با آنها رفتار بدی نموده فحش و ناسزا گفت بعد از ان با آنها گفت که میخواهدفرستادگان رنجیت سنگ را بقسم یر غمل با خود نگه دارد تا آنکه جواب موادی که پیشنهاد شده است رسیده وقبول گردد . این مواد دادن نصف ایالت پشاور رابه سلطان محمدخان برادر دوست محمدخان و پرداختن چند لك روپيه را بعنوان نعل بندی از رنجیت سنگ تحمیل می نمود که (٣) در حقیقت مخارج قشون کشی او را بایست می پرداخت . فقیر درین جا اصرار نموده واظهار داشت که برای این مطلب ضرور است که خودش با همراهان خویش مراجعت نموده ومسایل را بگوش آقای خویش برساند ولی دوست محمدخان آنرا قبول ننموده گفت كه يك پرزه كاغذ ويك مكتوب می تواند مشکل را حل نماید . بعد ازان که فقیر استناد نمود که این چنین رویه با ایلچیان خلاف مقررات بین المللی است ولی امیر در جواب او گفت که سکها کافر بوده و هم چنانیکه خود آنها حلف وقسم را میشکنند بایست با آنها طور دیگری معامله نمود. بعد ازان ایلچیان مذکور به سلطان محمد خان سپرده شده واخيرا الذکر چون مقصد سوء برادرش را بر علیه خود درك نموده بود بعزت تمام ایشان را به خیمۀ خود رهنمائی نموده وبطور نا گهانی آنها را به میچی فرستاد، زیرا سلطان محمدخان در این موقع میخواست فرصتی را که بدست آورده است رایگان از کف نداده و اعتماد رنجیت سنگ را جلب نماید (٤) . (١) میسون، میگوید که میگفتند ، سردار معمر سکه نمی توانست بدون فقیر مذکور زنده بماند زیرا فقیر عزیزالدین بحیث طبیب او کار نموده مشروبات او را برایش تهیه مینمود وخیلی طرف احتیاج او بود(جورنیزان بلوچستان افغانستان اینددی پنجاب جلد سوم صفحات ٣٤٢ - ٣٤٣) (٢) هر چند سلطان محمدخان بقر آن قسم خورده بود که در پلان امیر با او شريك باشد ولی همه آن سوگند ها را ناخورده پنداشته وبفكر گزارشاتی که تحت آن سو گند خورده بود افتاد. (ميسون جورنیزان بلوچستان ، افغانستان اینددی پنجاب جلد سوم صفحه ٣٤٣) (٣) كتاب فوق صفحه ٣٤٥ . ٤ـ ميسون ، (جورنیزان بلوچستان، افغانستان اینددی پنجاب صفحات ٣٤٤-٣٤٥ )

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻUrūj-i Bārakzāʼīعروج, page 168. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0975/168 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0975/168
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record