Machine transcription
(۱۱۰)
شاهی از کابل حرکت نمودند و در قلعه قاضی خیمه زده برای ورود دشمن ترتیبات و تیاری
میگرفتند ولی کامران به معروف آمده و چون از انتظامات و ترتیبات دوست محمد خان
اطلاع یافت راه سیر خود را تغییر داده از راه ازبك آباد به چهار آسیاب که بفاصلۀ هفت میل
از کابل واقع بود رفت و در آن فرود آمد . دوست محمد خان نیز از قلعه قاضی حرکت
نموده و به هندکی (۱) آمده روز دیگر جنگ مختصری بوقوع پیوست که کفه مفاد
کامران سنگین تر از سلطان علی خان بود. دوست محمد خان درینجا دانست که نمیتواند
در مقابل قوای (۲) محمودشاه ایستادگی نماید زیرا خوانین درانی خیلی بقوت آن افزوده
بودند لذا به همان سیاست قدیم یا حیله های حربی که داشت متوسل گردید چنانچه بنام
خوانین مذکور يك عده مکاتیب جعلی ساخت و در آن عدم رضایت آنها را نسبت به محمود شاه
و احساسات رضامندی شانرا نسبت به اطاعت و همراهی سلطان علی ، شاهی که از طرف
نمایندگان دوست محمد خان انتخاب شده بود شرح داد . این مکاتیب را مهر های آنها
نیز که البته واضحاً از طرف نمایندگان دوست محمد خان صورت گرفته بود ممهور نمود
بعد از ان سرداران یکی از نجبای معتمد خویش را گماشتند که با دشمن رابطه پیدا نماید
و برضد طرفداری سلطان علی با آنها داخل مذاکره شود (۳) خبر این استحکام روابط
یا مکتوب های فوق بگوش محمود رسید و از توطئه خوانین و طرفداران خویش به هراس
و اضطراب افتاد و يك قرارداد صلح آمیز را با دوست محمد خان در نظر گرفت و لی تمام
رغبت و خیالات او درین راه جایی را نگرفت (٤) بالاخره برای آنکه اعتماد خوانین
۱ - شیرازی : تاریخ احمدشاه درانی صفحه ٤٥ .
۲ - دوست محمد خان صرف سه هزار فر در مقابل عسکر بزرگ رقبای خویش داشت
کونولی کتاب قبل الذكر جلد دوم صفحه ۲۸۸ شیرازی اظهار میدارد که قوۀ او بین
چهار و پنج هزار نفر بود در حالیکه قشون دشمن به سی هزار نفر بالغ میشد صفحه ٤٥ .
ميسون عسکر دوست محمد خان را دو هزار سوار مینویسد ( جورنیزان بلوچستان
افغانستان اینددی پنجاب جلد سوم صفحه ٤٨ ) .
۳ - شیرازی این خان را نشان میدهد و میگوید که همان سردار اسیر یعنی زائی بود
( عطامحمد خان ) . چنانچه بحضور دوست محمد خان اظهار و در صورت عدم شرکت در توطئه
مذکور بمرگ تهدید شد . این سردار از هول جان موافقت نموده و به برادرش گفت
که از طرف ۲۰۰ بکامران نوشته و باو اظهار دارد که خوانین و طرفدان او دسیسه برپا
نموده او را دستگیر ساخته و بدوست محمد خان میسپارند و او از باعث طرفداری و محبت
به خاندان شاهی به او اطلاع داده است و بایست که شهزاده بزودی فرار نموده و انتقام
خود بروز دیگر حواله سازد وقتی این خبر بکامران رسید خیلی مضطرب گردیده و به
خوف و هراس دچار شد . شب ناوقت شده بود که کامران بنابر ترس زیادی که بر او
چیره گشته بود به نفری و نوکران خویش امر داد تا اسپ او را زین کنند و همینکه نصف شب
شد عسکر را گذاشته بطرف قندهار گریخت چنانچه عساکر ش نیز علی الصباح کار او را
تعقیب نموده و فرار نمودند تاریخ احمدشاه درانی صفحات ١٤٦ - ٧ .
٤ - کونولی : جورنی نودی نارت آف اندیا جلد دوم صفحه ۲۸۸ .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
