Machine transcription
(۳۱۳)
تعمیر شده بود و سیروس هخامنشی بعد از جنگهای اول و مراجعت خود پرستش
آنرا به مدیا وفارس انتقال داد و ازین به بعد فارسیها هم اناهیتا را شناختند
و معابدی مثلا در اکتانا (همدان) برای او ساختند و در زمان «ار تا گزارسس
منمون Artaxerxes Mnemon) (٣٦٢-٤٠٤ ق م) که از پیروان جدی اناهیتا
بود پرستش آن در خاکهای فارسی خیلیها معمول شد .
همین «اناهیتا» اوستائی یا ختر ی ربة النوع آب ورودخانه امو
یا قراریکه بعضیها میگویند ربة النوع سرچشمه آمو بدان شکل زیبای
دختر جوان و قشنگی که در ایان پشت اوستا تعریف شده در ادبیات عربی و فارسی
شکل «ناهید» بخود گرفت و نام ستاره «وینوس» هم شد و علامه فارقه زیبائی
زن گردید چنانچه ناهید مخصوصاً درمورد زن هائی اطلاق میشد که سینه های زیبا
و برجسته میداشتند .
میتهرا: در جمله عناصر طبیعی که در عصر و دیانت اوستائی مقام بزرگ
داشت یکی هم «میتهرا» یعنی مهریا افتاب بود . «میتهرا» دفعتاً درعصر
اوستائی در آریانا معروف نشد بلکه قبل برین در عصر ویدی تاریخ ما بهمین نام
«میترا» سرودی دارد و یکی از ارباب انواعی است که مانند «اناهیتا»
از عصر کلکولیتيك به بعد در آریانا و اسیای غربی معروف بود. اسم او در دورهٔ
تاریخ کشور ما فقط به اختلاف لهجه(ت)و(ته)ذکر شده و این ازاختصاصات
عمومی زبان این دو عصر مملکت ما است، پس میان این دواسم اختلافی نیست
و هر دو عبارت ازيك رب النوع آفتاب است . اصلاً کلمه «میترا» را مخصوصاً
بشکل تلفظ ویدی آن «دوست» ترجمه میکنند و بزبان اوستائی آنرا «قرارداد»
معاهده و مرافقه تعبیر کرده اند ولی معنی اولی را صحیح تر میدانند واز همین اسم
است که در زمانه های نسبتاً جدید کلمه «مهر» درزبان دری برای آفتاب
بمیان آمده است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
