Machine transcription
( ٣٥ )
حکمرانان محلی هر دو جا بمصالحه پیش آمدند ، قتیبه بعجله جانب بلخ
حرکت کرد ، اینوقت برادر او عبدالرحمن بصفت پیشدار بخط تاشقر غان پیش
میرفت ، نيزك معابر بغلان را بمردان جنگ محکم نمود ، و عبدالرحمن
و متعاقباً قتيه مجبور شدند مدتی در خطوط اولیه نيزك مشغول جنگ باشند چون
قتیبه از دست یافتن بقلعه جنگی نيزك مأیوس ، و خطوط مواصله و غله رسانی
خودش را طولانی وزیر خطر میدید ، سعی کرد راه علاجی بدست آرد در ینوقت
جاسوسی ماهر او را از معبر نهائی این قلعه آگاه ساخت ، وسپاهیان قتیبه بسرعت
و ناگهانی داخل قلعه شد ، درینجا جنگ سختی رخداد ولی کار گذشته بود
قلعه مفتوح و عسكر نيزك اكثراً تلف گردید ، اما نيزك مردی نبود که باین
سهولت از بین رود ، او بسرعت جانب سمنگان اندراب در دامنه هندوکش عقب
نشست ، و قلعه جنگی موسوم به «گرز» را معسکر گرفت ، قتیبه وقت را از دست
نداده و بعجله او را تعقیب و در دو فرسخی گرز وضع الجیشی اختیار کرد نيزك
ذخائر قیمتدار خودش را از دره خاواك و قله هندو کش عبور و بدربار کابلشاه
فرستاد ، وخود بجنگ و دفاع استوار نشست ، قتیبه دو ماه مشغول جنگ حصار
بود ، و آهسته آهسته خزان نزديك ، وخطر حلول زمستان و بندش راها پیشتر
می آمد . قتیبه که اینخطر را احساس و تهدید بزرگی درین نقطه دور دست برای
اردوی عرب میدانست مجبور شد خلاف رسم عرب و حکم آئین اسلام یعنی بـه
نقض وعده رفتار کند . لهذا او بسليم بن ناصح امر کرد که برسم سفیر نزد
نيزك رفته با او مذاکره صلح آغاز و در نتیجه او را برای ملاقات قتیبه حاضر
کند . منتها در وعده و امانی که به او خواهد داد از قول خود سفیر باشد نه
قتیبه . قتیبه سفیر را در صورت عدم کمیا میابی تهدید بمرگ نمود و سوگند
برداشت که او را بدار خواهد زد . در هر حال سفیر مذکور بعد از آنکه در کمین
گاهای راه عساکر مسلح و مخفیانه گذاشت خودش بابازی از حلوا و نان داخل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
