Machine transcription
(٣٦)
قلعه نيزك شد ، درین وقت قلعه گرز مثل طبل اماسیده جلوه نموده ، و ازارزاق وسلوفه
محروم بود ، بعلاوه مرض چیچك در گرزو بائی شده سبب مرگ اطفال و هراس
ساکنین آن گردید بود ، حتی جغبوبیه حکمدار پیر تخارستان نیز این مرض اطفال
را در گرز گذرانید سفیر قتیبه بحضور نيزك قبول و هدیه حلوا را تقدیم نمود
ولی قحط غله کار را بجائی رسانیده بود كه اتباع نيزك جاده ادب را انحراف و بدون
استیذان بخوردن حلوا و نان در روی هوا شروع کردند ، سفیر مسئله صلح را
مطرح قرار داده و نيزك را بقبول ملاقات قتیبه دعوت نمود ، نيزك اظهار عدم
اعتماد بقول قتیبه را در میان آورد ، سلیم گفت من بتو قول امان و اطمینان
میدهم آیا قبول داری ؟ نيزك جواب دادنی ! ولی اتباع او كه هنوز بخوردن حلوا
مشغول بودند متفقاً فریاد کردند آری ! نيزك كه نقطه ضعف عسکر و قلعه گرز را
احساس میکرد ، زیاده ازین گفتگورا با سلیم لازم ندیده و برای عقد مصالحه و
ملاقات قتیبه حاضر شد ، نيزك نامراجعت و كالت خودش را در گرز به
«شقران» برادر زاده خود داد ، وجغبوبیه رسول نامی را بوكالت خود گذاشته
وهردو با تفاق سفير عرب وعده از محافظین خویش از قلعه خارج شدند ، همینکه
بقرار گاه قتيبه نزديك شدند، عساکر کمین کرده عرب از جا در آمده و بین
نيزك وجغبويه با عساکر محافظ آنها سدی کشیدند، در همین آن بود كه نيزك
سلیم را مخاطب قرار داده وفریاد کرد خیانت ... در هر حال نيزك و جغبويه
دیگر اسیر بودند ، و قتیبه فوراً بقلعه گرز شتافته مرد ومال هردو را تحویل
گرفت ، و درین معرکه دوازده هزار اتباع نيزك وجغبويه را بقتل رسانید.
قتيبه بعجله مراتب را بواسطۀ سوزان چیار به حجاج مرقوم وراجع بكشتن
نيزك استیذان نمود، حجاج از قتیبه قوی القلب تر بود و لهذا فوراً امر قتل او داد
چهل روز گذشت تاج واب حجاج به قتیبه رسید ، آنگاه قتيبه نيزك و برادرش
را بدار زده و سر اورا چنانچه رسم امویها بود بحضور حجاج تقدیم کرد،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
