Machine transcription
( ٥٦٢ )
کملم یا کلمو : بقرار ترتيب البيرونی سومین کابلشاه بر همنی ( کملم )
نام داشت که او را ( کلمو ) هم تلفظ میکنند . محمد عوفی در جوامع الحكايات
خود معاصر عمر و لیث صفاری از او بنام ( کلمو ) و به صفت رای هندوستان یاد
کرده و راجع به فتح « سكاوند » بدست « فردعان » شحنه زابلستان قصه ئی نوشته
دلچسپ که اینجا متن آنرا نقل میکنیم : « چنین آورده اند که عمر و لیث
شحنگی زابلستان به فردعان داد و با چهار هزار سوارش بدان جانب فرستاد و در
آنوقت معبد بزر گتر هند وان « سکاوند » برد و در اقصاء هند وستان بزیارت
بتان آن موضع تبرك کردند . و فردعان چون به زابلستان رسید لشکر کشید
و سکاوند را بکشاد و بتانرا بشکست و بت پرستان را بر انداخت و بعضی از غنایم
به لشکریان داد و باقی به عمرولیت فرستاد و فتح نامه نوشت و از وی مدد خواست
خبر فتح سکاوند به کلمو رسید که او رای هندرستان بود و لشکر بیحد جمع کرد
و سپاهی فراهم آورد و روی به زابلستان نهاد و فردعان چون خبر آمدن سپاه هند
بشنید ، هندوئی چند را بدست آورد تا روی به هندرستان نهادند و در لشکر گاه
کلمو رفتند و گفتند فردعان چون سکاوند را گرفت در حال به اطراف ولایت کس
فرستاد و لشکر ها بخواست و دانست که هر آینه هندوان آنرا بیغمامی کشند
و این ساعت چندان لشکر مسلمانان بروی جمع شده است که اقطار زمین از ایشان
تنگ آید و در عقب لشکر عمرولیت بخواهد رسید و ایشان عزم کرده اند که شما
را در تنگ نائی آرند و جمله را بکشند . رای کلموچون این خبر بشنید همان
جا مقام کرد و در لشکر کشی آهستگی پیش آورد تا فردعان را از خراسان مدد
رسید و پیش آن جماعت را امکان نبود که باوی مقاومت کنند و بد ین
حیلت لطیف بر مراد خود فیروز آمد .» ( ١ )
این حکایت دارای اهمیت زیاد و بر نکات چندی روشنی می اندازد
( ١ ) جوامع الحكايات نسخه قلمی موزه کابل.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
