Machine transcription
(٥٦١)
کابل بود و این شهر در جامعه شیوائی، برهمنی و هنود مقام متبرك داشت
و كابلشاهان شیوائی، برهمنی بعد از انتقال پایتخت هم تا وقتی که امکان پذیر
بود در یکی از معابد كابل غالباً در یکی از بتکده های شیوائی تاج پوشی
میکردند. آیا یعقوب لیث بعد از فتح کابل بت های را که به بغداد فرستاد از
همین معبد گرفته بود ؟ یا از معابد دیگری که بیشتر به وجود آنها در گرد و
نواح كابل اشاره کردیم ؟ ظاهر امر چنین حکم میکند که تنها از همین معبد
که موقعیت آنرا به اغلب احتمالات در شیوکی قریب کابل تعین میکنیم گرفته
شده و محتملاً تاج پوشی رایان کابلی هم در همین بتکده بعمل می آمد.
بهر حال اگر واقعاً طوریکه رنجیت ستیرا ام پندت میگوید رایان کابلی
حتی بعد از انتقال پایتخت از کابل به ویهند بازهم در مرکز اولیه خود تاج پوشی
میکردند و اگر این مراسم همیشه درهمان يك معبدی که ذکر شد بعمل می آمد
آنوقت احتمال زیاد به آن میرود که بعد از فتح کابل بدست يعقوب ليث باز هم
بتکده مذکور بکلی ویران نشده و مقام و اهمیت خود را از دست نداده بود.
بهر حال کابلشاهان برهمنی بعد از ( ٨٧٩ م ) آهسته آهسته بصورت نیم
دایره خود را بطرف جنوب و جنوب شرق و شرق کشیده مدتی در کوردیز مقاومت
کردند و انگاه بطرف شرق جانب لغمان رفته و بالاخره مرکز خود را کنار سند
در «اودابها نده» یعنی (اوهند یا ویهند (Ohind و بهند Waihind در سواحل غربی
اندوس (سند ) در پایتخت زمستانی شاهان کاپیسا منتقل ساختند چنانچه خرابه های
این شهر در ٥٠ میلی بالاتر از اتک موجود است . ( ۱ ) طبیعی درین وقت در اثر
فتوحات سلاله های اسلامی افغانستان مثل صفاری ها ، سامانی ها ، وغزنوی ها
خاک های مملکت به تدریج از اداره سلاله های غیر اسلامی برآمده و دائرهٔ
نفوذ برهمنشاهان کابلی و احفاد شان محدود شده میرود و از آن در آینده
مختصراً بحث خواهیم نمود .
( ۱ ) صفحه ۱۷۰ یاد داشت های رنجیت ستیرام پندت در ترجمه کتاب « راجاتر انگینی»
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
