Machine transcription
( ٤٩٤ )
هیوان تسنگ در یاد داشت های خود قندز را به نام « هوه Hwoh » یاد کرده و این (هو) نه شهر بلکه قلمروی است که از خود مرکزی داشته و اینک ذیلا عین یاد داشت های او را درین مورد ترجمه میکنیم (۱)
« این قلمرو هم جزء اراضی ( تو - هو ـ لو ) یعنی ( تخارستان ) است طول احاطه قلمرو آن ۳۰۰ لی و احاطه مرکز آن ده لی میباشد .
حکمفرمائی در آنجا نیست و مملکت تابع تركها است . زمین آن جلگه ایست هموار که مرتب زراعت میشود و حبوبات زیاد بار میدهد . اشجار و بته های زیاد در آن می روید . کل و اقسام میوه ، فوق العاده فراوان دارد . آب و هوای آن ملایم و مطبوع است . اهالی امانت کار و ساده میباشند . مردها طبعا چابک و زرنگ اند . البسه پشمی میپوشند . از نقطه نظر دیانت بیشتر ایشان پیرو مذهب بودائی چیزی هم بر همنی هستند . در اینجا ده « سانگارا مه » ( معبد بودائی ) و چند ین صد نفر رو حانیون وجود دارد که در قوانین « راه بزرگ » و « راه كوچك » نجات هر دو طریقه آئین بودائی معلومات داشته و به هرد و مسلك رفتار میکنند پادشاه از قبیله تو کیو ( تركها ) است و بر تمام دره ها و امارت های كوچك جنوب « دروازۀ آهن » حکمفرمائی دارد و مانند پرنده تغیر محل داده دائماً درین شهر نمیباشد . . . » (۲)
تا ردوشاد و پسرش : در ٦٣٠ مسافرت زایر چین هیوان-تسنگ در قندوز پسر کلان تونگ یبغو که تا ردوشاد Tarduchad نام داشت اقامت و حکمفرمائی داشته و کل تخارستان تحت تسکین او بود . تا ردوشاد در عین زمانیکه پسر کلان
(۱) به صفحات ۲۸۷-۲۸۸ جلد اول ( یاد داشت های غربی ) «تالیف بیل» مراجعه شود .
(۲) جمله اخیر زایر چین خیلی پر معنی است و نشان میدهد که خان های ترکی که در تخارستان تسلط یافته بودند حتی خان مرکزی آنها همیشه در مقر خود نبوده و به سواری اسپ به سرعت یاد تغیر محل میدا دند و این از ممیزه زندگانی ترك های سوار کار این وقت و زمان میباشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
