Machine transcription
( ٤٩٥ )
خان یلدوز و تاشکند بود با خان « کاوشانگ Kao Change » یعنی ( طورفان ) هم خویشاوندی داشت و داماد او بود . از روی یادداشت های زایر چینی موصوف معلوم میشود که تار دوشاد شخص منور و دیانت پرور و مهمان نیو از بود واگر درین موقع واقعه فجیع قتل او پیش نمیشد امکان داشت که به زایر لطف بیشتری میشد . در موقع ورود او « ملکه قندوز » یا طوری که ترك ها میگفتند « خاتون طورفانی » تازه وفات نموده و تار دو شاد زن نوی گرفته بود . خاتون جدید با یکی از شهزادگان زوجه اولی ، خود دوست شده خیال توطئه را بر علیه خان قندوز گذاشت ، او را زهر داد و عاشق خود را برتخت نشانید . خان جدید مانند پدر خود تارود شاد شخس دین دار و مهمان نواز بود و با زایر چین از در محبت و مهربانی پیش آمد و او را بکمال عزت و احترام نگاه داشت و از او دعوت نمود تا به دیدن شهر كوچك شاهی ( پو ـ هو ) ( بلخ ) برود . آنجا را زیارت کند و با علمای آن سامان مصاحبه نماید . زایر چینی از حسن نیت و استقبال خان ترکی قندوز متأثر شده دعوت او را اجابت نمود و به زیارت شهر كوچك شاهی بلخ شتافت به ملاقات علمای آن دیار مخصوصاً به دیدن سر حلقه دانشمندان معبد ( ناوا ویها را ) ( نوبهار ) که اسمش «پرا جنا کارا» Prajnakara بود خیلی خوشحال گردید .
خان نشین های تخارستان : پیشتر اشاره نمودیم که تو کیوها ( تركها ) در دوره سلطه خود تخارستان را بصورت ملوك الطوایفی متمر کز اداره میکردند و خان های اطراف همه از خان مرکزی قندوز اطاعت میکردند . از روی شرح یاد داشت های هیوان ـ تسنگ میتوان گفت که تخارستان عموماً به ۲۷ خان نشین تقسیم شده بود که معروف ترین آنها قراراتی است :
(۱) کیوـمی ـ تو Kui -mi -to یا «کومیدا» Kumid که عبارت از منطقه ( درواز و روشان ) است و بطلیموس قبل از ین تاریخ در جغرافیای خود آنرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
