Machine transcription
(٤٦٥)
خوانده و این کلمه قراریکه می بینیم یکی از اشکال اسم و صفت (زابل) و (زابلی)
است زیرا مستر مارتن درین مورد می نویسد : «مهمترین شاخه هن های سفید تا
جائیکه واقعات شان با هند ارتباط پیدا میکند قبیله « زابلی » است که از نام شان
ولایت زابلستان در جنوب کابل بمیان آمده است. این نام قبیلوی در روی مسکوکات
به رسم الخط یونانی عصر کوشان « زوبل » و در رسم الخط برهمی « جبو له »
Jabula «جبووله » Jauvia و « جبووله » Jabuvlah در کتیبه تورامانا در مقام
« کیوره » «جبوو له » Jauvla ذکر شده و از روی مطالعه مسکو کات قدیمه
زابلی چنین معلوم میشود که ایشان در حوالی آخر قرن چهار مسیحی در سرحدات
هند مستقر شده اند .
پس با تذکار مراتب فوق بصورت قطع ثابت است که مهمترین قبیله یفتلی
زاولی ها یا زابلی ها در زابلستان پراگنده ومستقر شده و فتوحات هند که مبحث
مهم دیگر تاریخ یفتلی های آریانا را تشکیل میدهد با سران آنها آغاز و عملی
میشود و از آن در جایتر صحبت خواهیم نمود .
قباد در حمایه آخشنور : طوریکه شرح یافت بعد از شکست فاحش ساسانیان
وقتل فیروز پراگندگی سختی فارس را فرا گرفته بود . در چنین دوره که برای
ساسانیان کمال بدبختی بار آورد دولت یفتلی آریانا در سایه تدبیر و سیاست
وفتوحات اخشنور مراتب ترقی و عروج خود را می پیمود. اداره ولایاتی که از
سلطه ساسانیان رهائی یافته بود دولت را بخود مشغول میداشت. « زر مهر »
و « شاهپور » ژنرال های ساسانی همینکه از قتل فیروز خبر شدند جنگ با
ارمنستان را قطع وبرای انتخاب شاه جدیدبه « اسیژ فون » ( مداین ) آمدند .
فیروز چندین پسر داشت که از آنجمله سه نفر آن « بلاش » « قباد » و «زاره»
مخصوصا دو نفر اخیرالذکر مدعی تخت سلطنت بودند در اثر توصیه و حمایت در نفر
ژنرال فوق الذکر « بلاش » برادر بزرگ قباد به شاهی انتخاب شد . قباد که درین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
