Machine transcription
(٤٦٦)
وقت در (ری) با در محبس گلگرد Guilguird بود خود را ذی حق دانسته و سلطنت
برادر را تسلیم نکرد و چون در زمان جوانی بعد از اولین شکست پدر خود فیروز
در مقابل اخشنور مدت دو سال را طور بر عمل در دربار یفتلی آریانا گذرانیده
و از قوه و مروت و نیات حسنهٔ دولت یفتلی آگاهی داشت به كمك زن خود از
محبس مذكور گریخته و به دربار اخشنور پناه برد و خود را تحت حمایت او قرار
داد و از او نسبت به استرداد حق خویش كمك خواست. اخشنور بخوشی از
او استقبال نموده و دختر خویش را كه خواهر زاده قباد شود به او داد
و اعزازش نمود و چندی حكمران ولایت تالقان غربی مقرر كرد. چون بواسطه
فقر مالی یكطرف موضوع پرداخت باج و خراج دولت یفتلی برای ساسانی ها
مشكل شده بود و مردم هم چندان از بلاش خوش نبودند و تمایل دولت یفتلی
هم بطرف قباد بود بعد از چهار سال بلاش از سلطنت خلع و قباد به كمك وحمایت
اخشنور برتخت فارس نشست. قباد پس از مراجعت به فارس «زرمهر» را كه به
اقتدار زیاد رسیده بود توسط «شاه پور» ژنرال رقیبش بقتل رسانید و برای
كاستن نفوذ نجبا و روحانیونی كه به بلاش كمك نموده بودند نظریات مزدك
را تقویت نمود و امتیاز نجباء را برانداخت و مساوات و اشتراك عموم را در زن و
زمین و دارائی اعلام داشت. در نتیجه مغان و روحانیون رو دشتی از او برگشته
و او را عزل كردند و در محبس افگندند و برادرش «زمیاسپ» را عوضش بر تخت نشانیدند.
بعض منابع دیگر موضوع پناه بردن قباد و استعانت او را از دولت یفتلی
آریانا قدری به تاخیر افگنده واقعات را چنین شرح میدهند كه بعد
از پراگندگی های اوضاع فارس اول «بلاش» بكمك «زرمهر» به شاهی
میرسید و بعد از چهار سال خلع و قباد انتخاب میگردد و او هم در اثر قبول آئین
و رفورم مزدکی عزل میشود «وزمیاسپ» بجایش مینشیند. درین فرصت قباد
چاره را منحصر به این میبیند كه در آریانا نزد اخشنور پناهنده شده و برای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
