Machine transcription
( ٤٦١ )
شش ماه آنجا بماند ازو درین شش ماه خشنو از هريك ماه از تو نیکوئی و تربیتی
توديك فرستادش چون مغازه تمام شد خشنو از حاکم ودبیران و مهتران سپاه ورعیت
آنجا فرستاد و دانشمندان هیاطله و آن طخارستان همه را بفر ستاد تا فیروز را
بآن مناره و پیش مردم وی سوگند داد چنا نکه اول یاد کردیم پس عهد نامه
نوشتند و آن همه مردمان که آنجا حاضر بودند گواه کردند و عهد های خویش
بران عهد نامه نهادند پس خشنو از فیروز را بسیار خواسته داوو به نیکوئی باز
گردانید ولیکن روی اورا ننمود و بازی دیدار نکرد و فیروز باز گشت .»
جنگ دوم اخشنوز و فیروز : فیروز چون از ا بشد و برتخت خویش باز گشت
فقط تا دو سال که خساره جنگ را فرستاد و پسر خود قبادرا از گروگان دولت
هفتلی خلاص کرد به عهد وميثاق خويش وفادار ماند. حیثی که پسرش به فارس
مراجعت کرد عهد وقسم را شکسته وقشونی برای جنگ و تجاوز از سر حدائی
که در معاهده معین شده بود حاضر نمود . « کریستن سن » درین باره می نویسد :
« چندی بعد فيروز على الرغم مخالفت « سپهبد بهرام » مجدداً محاربه را بر علیه
پادشاه هقتلی شروع کرد. درین قشون کشی به بد بختی های زیادی موا جه شد
در ٤٨٤ قشون ایرانی که در اراضی صحرائی وارد شده بود از دست دشمن کاملاً
معدوم شد . خود فیروز هم کشته شد و نعش اورا نیا فتند . بعض مورخین عرب
و فارسی گویند که فیروز و عده ئی از همر اهانش در خندقی افتادند که پادشاه هفتلی ها
کنده بود این قضیه صحیح باشد یا نه قدامت زیاد دارد زیرا « لزار دو فارپ »
Lazare de pharp مولف معاصر به آن اشاره کرده . يك دختر فيروز بدست
پاد شاه هفتلی افتاد که او را در حرم خود جاداد آنگاه هفتلی ها در امپراطوری
ایرانی داخل شدند. چندین ولایت را باشهر های مرالرود و هرات دوباره مسترد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
