Machine transcription
فصل اول
۱۱
مذکور میرفتم و بدست خود هر کار آهنګری و سوهان کار یرا می آموختم باین طور من صنعت تفنګ سازی
را تحصیل نمودم سه تفنګ دو لول کاملا بدست خودم ساختم این تفنګها را از تفنګهاییکه معلمین من
ساخته بودند بهتر میدانستند عبدالرحیم خان سابق الذکر از ترقیات من حسد ورزیده بمخالفت
من شروع با فساد کرد روزی به پدرم اظهار داشت که پسرت بشرب شراب و کشیدن
چرس معتاد شده است حال اینکه ابد چنین عملی را نداشتم چون خیلی جاهل بودم از سر
زنشهای پدرم بتنګ آمده بودم مصمم شدم از پغمان فرار نموده نزد پدر زن خودم بهرات بروم
در حینکه مخفیانه مشغول تهیه فرار بودم نوکرهای من ارادۀ مرا بپدرم اطلاع دادند پدرم بتحقیقا
بعمل آورده چون دید این فقره صحت دار د مرا حبس نموده تمام اردلها و غلامها و نوکرها
مرا از من گرفت این اشتباه بیوقوفانه من اتهاماتی را که عبد الرحیم خان نسبت بمن میدا
تائید نمود مدت یکسال مقولا در حبس ماندم و خیلی ملول بودم بعد از یکسال شیر محمد خان وفات
یافت و عبد الرحیم خان مترصد بود که بجای مشارالیه مقرر شود چون پدرم در حق او هم بد گمان
بود که آدم خائنی است لہٰذا یکنفر از نوکرهای امین خود را که از طایفه طوخی نامش عبد الرؤف
پسر جعفر خان بود بجهت سپه سالاری انتخاب کرد جعفر خان شخصی بوده است که در چندین محا
شجاعت خود را ثابت نموده و در جنگ قندهار کشته شده بود و این جعفر خان هم ګویا از او لا
جعفر خان نامی بوده است که وزیر شاه حسین خلجائی حکمران قندهار بوده وقتیکه عبدالرؤف خان
دید او را بجهت منصب سپه سالاری لشکر انتخاب نمودند از قبول آن امتناع نمو
پدرم گفت پسر خود تان که یک سال است در حبس میباشد و حالا بسزای تقصیرات خود رسید
است شایسته است بجای شیر محمد خان مقرر شود پدرم ابتدا از قبول این فقره انکا
نموده گفت عبد الرؤف خان دیوانه شده است که میګوید شکر را در تحت حکم پسرم قرار دهم
از آنجائیکه اصرار نمودند مرا امتحان نماید آخر الامر پدرم راضی شد مرا بحضور خود بطلبید من هم بذال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
