Machine transcription
فصل اول
۱۲
آنکه موی سر خود را اصلاح نمایم یا صورت خود را بشویم با همان لباسیکه روز اول در حبس
رفته بودم و زنجیر هم بپای من بود از محبس بهمان حالت مستقیماً بحضور پدرم رفتم محض
اینکه مرا دید چشمهایش پر اشک گردیده گفت چرا مرتکب اینگونه حرکات شدی من عرض
کردم خطائی نکرده ام سبب اینکه باین بلیه گرفتار شده ام قصور کسانست که خود را خیرخواه
شما قلم میدهند اتفاقاً وقتی مشغول بتکلم بودم عبدالرحمنخان داخل دربار گردید همینکه او را
دیدم گفتم اینست خائنی که مرا مغول داشته است وقتی خواهد رسید که بابت شوذ را دو نفر کدام
در خطا بوده است از شنیدن این کلام حالت عبدالرحمنخان از بسیاری اضطراب و تغیر منقلب
گردید ولی نمیتوانست کاری کند یا چیزی بگوید پدرم تمام صاحب منصبان نظامی را مخاطب
نموده اظهار داشت که من این پسر دیوانه خود مرا سپه سالار شما مقرر نمودم صاحب
منصبان مذکور جواب دادند که خدا نکند سر شما دیوانه باشد ما خوب میدانیم عاقل و هشیار است
و شما هم خواهید دانست و ثابت خواهد کرد که این کار اشخاص نمک بحرام بوده است که او را
متهم نموده اند پس از آن پدرم مرا مرخص نمود بروم مشغول تکالیف خود باشم من
باکمال شعف مرخص شده بکام رفتم در این حین هم نوکرهای من دور من جمع شدند و بجهت
استخلاص و خوش بختی من مرا تبریک میگفتند
روز بعد کارهای لشکری را بعهده خود گرفتم و کارخانجات و قورخانه را ملاحظه نمودم جنرال
امیر احمد خان را که در آنوقت سرتپ توپخانه بود و بعد ها از جانب من در هندوستان سمت
وکالت داشت رئیس کارخانجات مقرر داشتم و محمد زمان خان کمان دار را رئیس
قورخانه نمود و سردار سکندر خان که بعدها در جنگی که من روسها و پادشاه بخارا واقع
شد کشته گردید ویرا ورا و غلام حیدر خان حالا سپه سالار کابل است با یکنفر دیگر که
هم اسم او و از طایفه بارکزائی بود رئیس کل افواج پیاده مقرر داشتم و خودم تماماً دارا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
